معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام | سایت تفریحی خبری خرگوش
هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶
خانه » سلامت » خانواده » معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

صیغه از ماده «صوغ» و به معنای ساختن است و در اصطلاح به لفظی که از لفظ دیگر گرفته و درست می‏شود، صیغه مى‏گویند. در اصطلاح فقهی به آن لفظ‏هایی که در خواندن عقد قرارداد ـ چه در معاملات و چه در نکاح و طلاق ـ به کار می‏رود صیغه گفته می‏شود. و فعلاً در عرف به عقد ازدواج موقت، صیغه می‏گویند.

معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

معنی صیغه در اسلام

معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

نکاح موقّت از نیازهاى ضرورى جامعه اسلامى است ولى اگر این کار، بدون اتخاذ تدابیر و قانونمندى‏هاى لازم صورت پذیرد، بى شک عوارض نامطلوب بهداشتى و روحى براى جامعه در بر خواهد داشت. مسلماً ازدواج موقّت از نظر هزینه و نیازهاى دیگر، همانند ازدواج دائم نیست و طبیعتاً براى اکثر جوانان قابل دسترسى خواهد بود ولى متأسفانه در حال حاضر چنین زمینه‏هایى وجود ندارد. در چنین شرایطى، براى رهایى از دغدغه‏هاى فکرى و روحى، بهتر است با تصمیم جدى، براى ازدواج اقدام کنید.
اگر به غرایز طبیعى انسان، به صورت صحیحى پاسخ گفته نشود، براى اشباع آنها متوجه راه‏هاى انحرافى خواهد شد زیرا این حقیقت قابل انکار نیست که غرایز طبیعى را نمى‏توان از بین برد و فرضا هم بتوانیم از بین ببریم، چنین اقدامى عاقلانه نیست و به نوعى، مبارزه با قانون آفرینش است. بنابراین راه صحیح آن است که آنها را از طریق معقولى اشباع نموده و از آنها در مسیر سازندگى بهره‏بردارى کنیم.
اکنون این پرسش پیش مى‏آید که در بسیارى از شرایط و محیطها، افرادى قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرت‏هاى طولانى و یا مأموریت‏ها با مشکل عدم ارضاى غریزه جنسى روبه رو مى‏شوند. این موضوع به خصوص در عصر حاضر به شکل حادترى رخ نموده است چرا که سن ازدوج، بر اثر طولانى شدن دوره تحصیل و مسائل پیچیده اجتماعى، بالا رفته و کمتر جوانى مى‏تواند در سن پایین یعنى در داغ‏ترین دوران غریزه جنسى اقدام به ازدواج کند. با این وضع، چه باید کرد؟ آیا باید مردم را به سرکوب کردن این غریزه (همانند رهبان‏ها و راهبه‏ها) تشویق کرد؟ یا اینکه آنان را در برابر بى‏بند و بارى جنسى، آزاد گذاشت و شاهد صحنه‏هاى زننده بود؟ و یا آنکه راه سومى را در پیش بگیریم که نه مشکلات ازدواج دائم را به بار آورد و نه آن بى‏بند و بارى جنسى را؟
ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهایى جواب‏گوى نیازمندى‏هاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نیست.. ما بر سر دو راهى قرار داریم: یا باید «فحشا» را مجاز بدانیم و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم. معلوم نیست آنها که هم با ازدواج موقت مخالفند و هم با فحشا، چه جوابى براى این سؤال دارند؟ طرح ازدواج
موقّت، نه شرایط سنگین ازدواج دائم را دارد که با عدم تمکن مالى یا اشتغالات تحصیلى و مانند آن نسازد و نه زیان‏هاى فجایع جنسى و فحشا را در بر دارد.البته یکى ار موانع جدى ازدواج موقّت سوء استفاده افراد عیاش است. ازدواج موقّت راهى اضطرارى و موقّت براى جلوگیرى از معضلات جنسى است نه راهى براى شهوت‏رانى تا ثبات خانواده‏ها را به مخاطره انداخته وجایگزین ازدواج دائم شود
تردیدى نداریم که همه این مشکلات فعلى که بیشتر ریشه در فرهنگ عمومى جامعه دارد غل و زنجیرهاى آهنینى را بر دست و پاى تمامى افراد جامعه به خصوص جوانان زده است و ارضاى طبیعى یکى از نیرومندترین غرایز را دشوار بلکه محال نموده است. باید با حرکتى عظیم و بنیادین در فرهنگ جامعه، ساختار فکرى مردم در این زمینه زیر و رو شود تا این قید و بندها از هم گسسته گردد.
براى رسیدن به این هدف، باید همه علت‏ها و محرک‏هاى مشکل یاد شده شناسایى (اعم از اقتصادى، سیاسى، اجتماعى و فرهنگى) و سپس با مشارکت دولت و مردم، ابتدا راه «ازدواج دائم» هموار گردد. آن گاه براى مشکلات باقى‏مانده، راه ازدواج موقّت در پیش گرفته و براى مقبولیّت همگانى آن، بیش از پیش تلاش شود.

بررسى و مطالعه اى دقیق در اطراف مسائل حقوقى اسلام، این حقیقت را روشن مى سازد، که قوانین اسلام بر پایه نیازمندیهاى انسان در تمام شوون مختلف زندگى، وضع شده است و تناسب مستقیم با احتیاجات بشر دارد. احکام درخشان اسلام در عین اصالت و درستى، جوابگوى خواسته هاى طبیعى و فطرى بشردر ادوار زندگى است. یکى از نیرومندترین غرایز در وجود انسان، غریزه جنسى است. این غریزه به منظور تولید مثل و تکثیر نسل افراد در انسان آفریده شده است. تشریح قانون ازدواج در اسلام به منظور هدایت این غریزه اصیل در مجراى صحیح وارضاى آن بطور شایسته است. اما چون ازدواج دائم در عین حال که در جلوگیرى ازآلودگیها و نگهدارى عفت انسان نقش مؤثرى به عهده دارد، در تمام شرایط نمى تواند پاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد. از این رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاى جنسى در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود. چهره ازدواج موقت از دیدگاه قرآن و حدیث قرآن مجید در این زمینه مى فرماید:
فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه مهر تعیین شده زنانى را که به عنوان ازدواج موقت، عقد کردید، بپردازید».) ۱ (این آیه به اتفاق مفسران شیعه و به قول گروهى از مفسران اهل سنت درباره ازدواج موقت نازل شده است. درباره این قانون عالى نیز احادیثى از پیشوایان اسلام آمده است. براى نمونه پاره اى از آنها را یادآور مى شویم:
۱- عبداللّه بن مسعود مى گوید: در یکى از جنگها همراه پیغمبر (ص) بودیم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غریزه جنسى در فشار بودیم از آن گرامى پرسیدیم آیا براى ما جایز است کارى کنیم که غریزه جنسى در وجود ما به کلى از بین برود؟ آن حضرت ما را از این کار بازداشت. و اجازه داد که ازدواج موقت کنیم و این آیه را خواند: یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل اللّه لکم و لا تعتدواان اللّه لا یحب المعتدین) ۲ (اى گرویدگان به اسلام، کارهاى پاکیزه اى که خدا براى شما حلال کرده بر خودحرام نکنید و تجاوز ننمایید که خدا تجاوزکنندگان را دوست نمى دارد».
۲- على علیه السلام فرمود: اگر عمر، ازدواج موقت را نهى نکرده بود، جز انسان هاى بدبخت کسى به زنا دست نمى زد.( ۳ (
۳-امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس ازدواج موقت را حلال نشمرد از ما نیست. ۴
ازدواج موقت در حقوق اسلام ازدواج موقت و دائم در بیشتر احکام با هم یکسانند و در قسمتى اختلاف دارند. آنچه در مرحله اول، این دو را از یکدیگر ممتاز مى سازد یکى این است که درازدواج موقت زن و مرد تصمیم مى گیرند به طور موقت با هم ازدواج کنند و پس ازپایان مدت اگر مایل باشند با قرارداد ثانوى طبق شرایطى که در کتابهاى فقهى ذکرشده است پیمان ازدواج را تمدید مى کنند. دیگر آنکه ازدواج موقت از لحاظ شرایط، آزادى بیشترى دربردارد از جمله مخارج زن بر مرد در این ازدواج لازم نیست مگر در ضمن عقد با یکدیگر قرارداد کنند و نیززن و مرد بدون قرارداد در متن عقد، از یکدیگر ارث نمى برند و همچنین فرزندى که در این ازدواج بوجود مى آید با فرزند ازدواج دائمى یکسان است وهیچگونه تفاوتى با هم ندارند در سایر آثار حقوقى این دو نوع ازدواج نیز یکسان مى باشند مثلا در هر دو، مهر وجود دارد و نیز در هر دو ازدواج انسان نمى تواندبا مادر و دختر همسر خویش ازدواج کند و آنها با او محرمند و همانطور که درازدواج دائم زن باید پس از طلاق عده نگهدارد در این ازدواج نیز پس از پایان مدت باید عده نگهدارد با این تفاوت که عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه یا سه ماه (در پاره اى از موارد) مى باشد و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روزاست) ۵ (فلسفه ازدواج موقت در پیش نوشته شد که ازدواج دائم نمى تواند به تنهائى پاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد زیرا در زندگى ضرورتهایى براى بیشتر مردان پیش مى آید که معمولا براى مدتى امکان بهره بردارى جنسى از همسر خویش از آنان سلب مى گردد بدون تردید، در این مدت غریزه جنسى، آنان را در بحران شدیدى قرار مى دهد که اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممکن است آلودگیهایى پیش آید. موضوع دیگرى که جدا باید مورد
مطالعه و بررسى قرار گیرد مساله جوانانى است که به سن بلوغ مى رسند. اینان با رسیدن به این سن، در آستانه بیدار شدن غریزه جنسى گام مى گذارند و معمولا هم نمى توانند به زودى ازدواج کنند. در این سالهاست که جوانان به راههاى حرام مى افتند. برتراند راسل مى نویسد در دنیاى امروز ضرورتها و مشکلات اجتماعى و اقتصادى بر خلاف تدبیر و میل ما ازدواج جوانان را به تأخیر افکنده است زیرا در صد یا دویست سال پیش مثلا یک دانشجو تحصیلات خود را هیجده و بیست سالگى خاتمه مى داد و در آغاز فشار غریزه یااوائل بلوغ براى ازدواج آماده بود و بسیار اندک بودند کسانیکه تا سى و یا چهل سالگى براى رشته هاى علمى و تخصصى، زحمت مى کشیدند. اما در عصر حاضر دانشجویان تازه بعد از بیست سالگى وارد رشته هاى تخصصى علمى و صنعتى مى شوند و پس از فراغت از تحصیل مدتى نیز در جستجوى وسیله تامین معاش برمى آیند معمولا پس از سى و پنج سالگى قادر به ازدواج و تاسیس خانواده خواهندبود. پس جوانان امروز مدتى طولانى را در فاصله میان بلوغ و ازدواج که بخشى بسیار حساس و دوران نمو جنسى و طغیان غریزه و صعوبت مقاومت در برابر هوى و هوس و ظواهر فریبنده زندگى است، مى گذارنند. ما نباید این بخش حساس را از حساب عمر و یا نظام اجتماع بشرى ساقط کنیم و اگرما بخواهیم حسابى براى این بخش طولانى و حساس عمر باز نکنیم و فکرى در این باره ننماییم نتیجه آن شیوع فساد و بى اعتنایى نسبت به بهداشت، نسل، اخلاق، درمیان مردان و زنان اجتماع خواهد بود. پس چه باید کرد؟
برتراند راسل دربرابر این سؤال مى گوید: راه صحیح براى حل این مشکل این است که قوانین مدنى براى این بخش حساس از عمر یکنوع ازدواج موقتى را براى دختران و پسران روا دارند که موجب تحمیل بار مشکلات زندگى عائلى و ازدواج دائم نباشد و در عین حال ایشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحى بار گناه و تخلف از اصول و قوانین و نیز از امراض گوناگون محفوظ دارد این نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند نامیده مى شود آیا در این شرایط که استفاده از ازدواج دائم امکان پذیر نیست با طغیان غریزه جنسى چه باید کرد؟ آیا در این زمینه ها باید ریاضت کشید و رهبانیت اختیار کرد؟ و آیا همه جوانان حاضرند تحمل کنند و عفت و پاکى خویش را حفظ کنند؟ یا بایدفکر دیگرى کرد؟ در این جا دو راه بیش نیست یکى اینکه جوانان را بخود واگذاریم تا پسران ودختران با هم روابط نامشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخیم رانادیده بگیریم آیا این راه، راه صحیحى است؟ آیا این دختران و پسران پس از این همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خویش، دیگر مرد زندگى و زن خانواده خواهند بود؟ راه دیگر اینکه ازدواج موقت را براى آنان تجویز کنیم تا بدین وسیله به غریزه جنسى خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خویش را حفظ کنند. بى شک راه صحیح همین راه دوم است چرا که در غیر این صورت جوانان راهى براى ارضاى شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بى عفتى و گناه خواهند زد بهترین شاهد ما آمار فساد و بى عفتى است که در جرائد و مجلات به چشم مى خورد: یکى از مجله هاى آمریکا به نام ویسپرد مى نویسد: شماره اطفال غیر قانونى به ده میلیون مى رسد و در فرانسه از هر صد کودک هفت نفر آنها غیر مشروع مى باشد.) ۶ (بسیار تأسف انگیز است که عده اى در پندار خویش از همین راهها مشکلات جوانان رادر بحران هاى مذکور حل کرده و ارزشهاى اخلاقى آنان را به کلى از نظر دورمى دارند. اینان تجویز مى کنند که جوانان در گناه و بى عفتیها فرو روند اما اجازه نمى دهند که از قانون عالى ازدواج موقت استفاده کنند به یقین قضاوتهاى بیجاو ایرادهایى هم که کرده اند از آنجا سرچشمه مى گیرد که این مسأله مهم (ازدواج موقت) را از دیدگاه مذهب مطالعه ننموده و آن چنانکه باید و شاید از نظر حقوق واجتماعى آن را ارزیابى نکرده اند. مخالفان ازدواج موقت چه مى گویند؟ مخالفان قانون ازدواج موقت به گمان خود ایرادهایى کرده اند که ما براى روشن شدن مطلب، آنها را ذکر مى کنیم
و پاسخ هریک را یادآور مى شویم:
اشکال ۱:
پیمان زناشویى اگر موقت باشد زن و مرد نمى توانند پیوند مهر و دوستى را با یکدیگر محکم سازند.
پاسخ: این اشکال در اثر توجه نداشتن به حکمت تشریع این قانون پیدا مى شود زیراهمان طور که در پیش گفته شد ازدواج دائم براى جوابگویى به خواسته هاى جنسى کافى نیست و ازدواج موقت به منظور اشباع غریزه جنسى از راه صحیح و عاقلانه در شرایطمذکور تشریع شده است. اگر این ازدواج هم به منظور تشکیل خانواده و انس گرفتن دو همسر با یکدیگر تشریع شده بود این اشکال مورد داشت ولى با توجه به حکمت تشریع این قانون، دیگر موردى ندارد. بلکه مى توان گفت ازدواج موقت بهترین راه براى کسانى است که در آستانه ازدواج قرار گرفته و مى خواهند توافق اخلاقى بین خویش و همسرى را که ازدواج با اورا در نظر دارند به دست آورند زیرا در این صورت آنان مى توانند مدتى با هم ازطریق مشروع معاشرت کنند و از خصوصیات اخلاقى یکدیگر آگاه کردند تا پس از توافق اخلاقى، ازدواج موقت را تبدیل به دائم نمایند.
اشکال ۲:
ازدواج موقت در اجتماع شیعه از ناحیه زنان و دختران استقبال نشده است.
پاسخ: باید دید این نفرت نسبت به ازدواج موقت، از کجا پیدا شده است. بدون تردید این مطلب مولود تبلیغات مسموم و نیز سوء استفاده هایى است که مردان هوسران در این زمینه کرده اند. بدیهى است که این سوء استفاده ها را نباید به حساب اصل قانون گذارد. در پیش نوشته شد که ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در نظام دیندارى، شرایط ومقرراتى دارد که باید زن و مرد تمام آنها را در نظر بگیرند و در چهار چوبه آنهااین ازدواج را واقع سازند. تردیدى نیست که اگر حدود و شرایط مذکور نادیده گرفته شود و فقط به خواندن یک صیغه قناعت شود این نوع ازدواج عامل نفرت وانزجار مى گردد و افکار عمومى را نسبت به این قانون مقدس و عالى بدبین مى کند.
اشکال ۳:
ازدواج موقت با اجاره و کرایه دادن فرقى ندارد و مایه سقوط شخصیت زن مى گردد.
پاسخ: این اشکال از اشکالات گذشته سست تر و بى پایه تر است زیرا اولا عقد ازدواج موقت ربطى به اجاره ندارد. گواه بر این مطلب اینکه طبق تصریح فقهاى ما اگر عقدازدواج موقت را به لفظ اجاره بخوانند یعنى زن بگوید آجرتک نفسى من خودم رابتو اجاره دادم صحیح نخواهد بود. ثانیا ازدواج موقت با دائم از این جهت تفاوتى ندارد همانگونه که بودن مهر درازدواج دائم منافاتى با شخصیت زن ندارد و باعث پایین آمدن حیثیت و شرافت انسانى او نمى شود در این مورد نیز چنین است زیرا عقد ازدواج دائم و موقت تنها تفاوتشان در ذکر مدت است. راستى شگفت انگیز است که زنى با اختیار خود با مردى حاضر به ازدواج موقت مى شودزن کرایه یى است و در منطق اینان شخصیت انسانى خویش را تنزل داده است ولى زنانیکه با کمال بى شرمى با آنهمه حرکات و اطوار زننده در فیلمها خود را به معرض نمایش مى گذارند و یا در مجالس شب نشینى و رقص در برابر چشمان حریص هزار مرد و براى ارضاى غرایز آنها حنجره خود را پاره مى کنند و یا هزار و یکنوع معلق مى زنند آنهازن کرایه اى نیستند؟ و همچنین زنانى که در یک آن داراى رفیقهاى متعددى هستند به نظر اینان شخصیت انسانى خویش را تنزل نداده اند اگر واقعا دلسوزند و مى خواهند شخصیت زن راحفظ کنند، فکرى براى زنان مراکز فحشا که معمولا در تمام اجتماعات ناسالم وجوددارد، بنمایند. آیا زنان آنجا از زندگى شرافتمندانه انسانى برخور دارند؟ وآیا آنان مى توانند براى خود شخصیتى احساس کنند؟ آیا وضع ناراحت کننده و زندگى فلاکت بار آن طردشدگان اجتماع، از زندانیان محروم و یا بردگانى که در دورانهاى گذشته تاریخ زندگى مى کردند، منفورتر نیست؟
اشکال ۴:
با فرزندانى که از راه ازدواج موقت به دنیا مى آیند چه باید کرد؟
پاسخ: در پیش خواندیم که فرزند ازدواج موقت با فرزند ازدواج دائم هیچ فرقى ندارد بنابراین، پدر وظیفه دارد فرزند خویش را مانند فرزندان ازدواج دائم نگهدارى کند و اگر فرضا در چنین موردى پدر از وظیفه خویش کوتاهى کند حاکم شرع باید دخالت نماید و او را به مراعات حقوق فرزند خویش ملزم سازد اگر برخى ازمردم نسبت به وظیفه خویش، کوتاهى مى کنند، ربطى به اصل
تشریع این ازدواج نداردچنانکه در ازدواج دائم نیز افرادى پیدا مى شوند که از وظایف خویش در مورد فرزندو همسر خویش سرباز مى زنند. بدیهى است که اگر ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در دفاتر ثبت اسناد، ثبت گردد و به صورت قانونى درآید مشکلى به وجود نمى آورد و نیز جلوى غالب سوءاستفاده ها هم گرفته مى شود. بنابراین روشن شد که فرزند ازدواج موقت با فرزند ازدواج دائم در یک رتبه و مقام هستند و از نظر احکام اسلامى نیز با هم فرقى ندارند چنانکه در صدر اسلام برخى ازصحابه و بزرگان از همسران موقت به دنیا آمده بودند و در عین حال کسى نسبت به آنان به نظر تحقیر نمى نگریست و در احکام و شخصیت، همسطح با سایر مسلمانان بودند.
بیست پاسخ، هیئت تحریریه موسسه در راه حق ۱- سوره نساء آیه ۲۲۱- صحیح مسلم ج ۳ ص ۳۱۲۰- وسائل ج ۱۴ ص ۴۴۴۰- وسائل ج ۱۴ ص ۵۴۳۸- احکام عده به تفصیل در رساله توضیح المسائل مذکور است. ۶- حقوق زن در اسلام و جهان ص ۲۱۴

دانلود و مشاهده فیلم در تلگرام ما

گردآوری : سایت خبری تفریحی خرگوش

اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - سایت تفریحی یک دوست