معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام | سایت تفریحی خبری خرگوش
سعی کنید اشتباهات دیگران را ببخشید، حس انتقام انرژی منفی دارد.
خوش آمدید - امروز : شنبه ۵ مهر ۱۳۹۹
خانه » سلامت » خانواده » معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام
معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

[caption id="attachment_5450" align="aligncenter" width="300"]معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام[/caption] صیغه از ماده «صوغ» و به معنای ساختن است و در اصطلاح به لفظی که از لفظ دیگر گرفته و درست می‏شود، صیغه مى‏گویند. در اصطلاح فقهی به آن لفظ‏هایی که در خواندن عقد قرارداد ـ چه در معاملات و چه در نکاح و طلاق ـ به کار می‏رود صیغه گفته می‏شود. و فعلاً در عرف به عقد ازدواج موقت، صیغه می‏گویند.

معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام

معنی صیغه در اسلام

[caption id="attachment_5450" align="aligncenter" width="219"]معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام معنی صیغه و شرایط صیغه در اسلام[/caption] نكاح موقّت از نیازهاى ضرورى جامعه اسلامى است ولى اگر این كار، بدون اتخاذ تدابیر و قانونمندى‏هاى لازم صورت پذیرد، بى شك عوارض نامطلوب بهداشتى و روحى براى جامعه در بر خواهد داشت. مسلماً ازدواج موقّت از نظر هزینه و نیازهاى دیگر، همانند ازدواج دائم نیست و طبیعتاً براى اكثر جوانان قابل دسترسى خواهد بود ولى متأسفانه در حال حاضر چنین زمینه‏هایى وجود ندارد. در چنین شرایطى، براى رهایى از دغدغه‏هاى فكرى و روحى، بهتر است با تصمیم جدى، براى ازدواج اقدام كنید. اگر به غرایز طبیعى انسان، به صورت صحیحى پاسخ گفته نشود، براى اشباع آنها متوجه راه‏هاى انحرافى خواهد شد زیرا این حقیقت قابل انكار نیست كه غرایز طبیعى را نمى‏توان از بین برد و فرضا هم بتوانیم از بین ببریم، چنین اقدامى عاقلانه نیست و به نوعى، مبارزه با قانون آفرینش است. بنابراین راه صحیح آن است كه آنها را از طریق معقولى اشباع نموده و از آنها در مسیر سازندگى بهره‏بردارى كنیم. اكنون این پرسش پیش مى‏آید كه در بسیارى از شرایط و محیطها، افرادى قادر به ازدواج دائم نیستند، یا افراد متأهل در مسافرت‏هاى طولانى و یا مأموریت‏ها با مشكل عدم ارضاى غریزه جنسى روبه رو مى‏شوند. این موضوع به خصوص در عصر حاضر به شكل حادترى رخ نموده است چرا كه سن ازدوج، بر اثر طولانى شدن دوره تحصیل و مسائل پیچیده اجتماعى، بالا رفته و كمتر جوانى مى‏تواند در سن پایین یعنى در داغ‏ترین دوران غریزه جنسى اقدام به ازدواج كند. با این وضع، چه باید كرد؟ آیا باید مردم را به سركوب كردن این غریزه (همانند رهبان‏ها و راهبه‏ها) تشویق كرد؟ یا اینكه آنان را در برابر بى‏بند و بارى جنسى، آزاد گذاشت و شاهد صحنه‏هاى زننده بود؟ و یا آنكه راه سومى را در پیش بگیریم كه نه مشكلات ازدواج دائم را به بار آورد و نه آن بى‏بند و بارى جنسى را؟ ازدواج دائم» نه در گذشته و نه در امروز، به تنهایى جواب‏گوى نیازمندى‏هاى جنسى همه طبقات مردم نبوده و نیست.. ما بر سر دو راهى قرار داریم: یا باید «فحشا» را مجاز بدانیم و یا طرح ازدواج موقت را بپذیریم. معلوم نیست آنها كه هم با ازدواج موقت مخالفند و هم با فحشا، چه جوابى براى این سؤال دارند؟ طرح ازدواج موقّت، نه شرایط سنگین ازدواج دائم را دارد كه با عدم تمكن مالى یا اشتغالات تحصیلى و مانند آن نسازد و نه زیان‏هاى فجایع جنسى و فحشا را در بر دارد.البته یكى ار موانع جدى ازدواج موقّت سوء استفادة افراد عیاش است. ازدواج موقّت راهى اضطرارى و موقّت براى جلوگیرى از معضلات جنسى است نه راهى براى شهوت‏رانى تا ثبات خانواده‏ها را به مخاطره انداخته وجایگزین ازدواج دائم شود تردیدى نداریم كه همه این مشكلات فعلى كه بیشتر ریشه در فرهنگ عمومى جامعه دارد غل و زنجیرهاى آهنینى را بر دست و پاى تمامى افراد جامعه به خصوص جوانان زده است و ارضاى طبیعى یكى از نیرومندترین غرایز را دشوار بلكه محال نموده است. باید با حركتى عظیم و بنیادین در فرهنگ جامعه، ساختار فكرى مردم در این زمینه زیر و رو شود تا این قید و بندها از هم گسسته گردد. براى رسیدن به این هدف، باید همه علت‏ها و محرك‏هاى مشكل یاد شده شناسایى (اعم از اقتصادى، سیاسى، اجتماعى و فرهنگى) و سپس با مشاركت دولت و مردم، ابتدا راه «ازدواج دائم» هموار گردد. آن گاه براى مشكلات باقى‏مانده، راه ازدواج موقّت در پیش گرفته و براى مقبولیّت همگانى آن، بیش از پیش تلاش شود. بررسى و مطالعه اى دقیق در اطراف مسائل حقوقى اسلام، این حقیقت را روشن مى سازد، كه قوانین اسلام بر پایه نیازمندیهاى انسان در تمام شوون مختلف زندگى، وضع شده است و تناسب مستقیم با احتیاجات بشر دارد. احكام درخشان اسلام در عین اصالت و درستى، جوابگوى خواسته هاى طبیعى و فطرى بشردر ادوار زندگى است. یكى از نیرومندترین غرایز در وجود انسان، غریزه جنسى است. این غریزه به منظور تولید مثل و تكثیر نسل افراد در انسان آفریده شده است. تشریح قانون ازدواج در اسلام به منظور هدایت این غریزه اصیل در مجراى صحیح وارضاى آن بطور شایسته است. اما چون ازدواج دائم در عین حال كه در جلوگیرى ازآلودگیها و نگهدارى عفت انسان نقش مؤثرى به عهده دارد، در تمام شرایط نمى تواند پاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد. از این رو در اسلام قانون ازدواج موقت تشریع شده است تا با استفاده از آن به خواسته هاى جنسى در تمام شرایط پاسخ مثبت داده شود. چهره ازدواج موقت از دیدگاه قرآن و حدیث قرآن مجید در این زمینه مى فرماید: فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن فریضه مهر تعیین شده زنانى را كه به عنوان ازدواج موقت، عقد كردید، بپردازید».) 1 (این آیه به اتفاق مفسران شیعه و به قول گروهى از مفسران اهل سنت درباره ازدواج موقت نازل شده است. درباره این قانون عالى نیز احادیثى از پیشوایان اسلام آمده است. براى نمونه پاره اى از آنها را یادآور مى شویم: 1- عبداللّه بن مسعود مى گوید: در یكى از جنگها همراه پیغمبر (ص) بودیم و چون زنان همراه ما نبودند و از جهت غریزه جنسى در فشار بودیم از آن گرامى پرسیدیم آیا براى ما جایز است كارى كنیم كه غریزه جنسى در وجود ما به كلى از بین برود؟ آن حضرت ما را از این كار بازداشت. و اجازه داد كه ازدواج موقت كنیم و این آیه را خواند: یا ایها الذین آمنوا لا تحرموا طیبات ما احل اللّه لكم و لا تعتدواان اللّه لا یحب المعتدین) 2 (اى گرویدگان به اسلام، كارهاى پاكیزه اى كه خدا براى شما حلال كرده بر خودحرام نكنید و تجاوز ننمایید كه خدا تجاوزكنندگان را دوست نمى دارد». 2- على علیه السلام فرمود: اگر عمر، ازدواج موقت را نهى نكرده بود، جز انسان هاى بدبخت كسى به زنا دست نمى زد.( 3 ( 3-امام صادق علیه السلام فرمود: هر كس ازدواج موقت را حلال نشمرد از ما نیست. 4 ازدواج موقت در حقوق اسلام ازدواج موقت و دائم در بیشتر احكام با هم یكسانند و در قسمتى اختلاف دارند. آنچه در مرحله اول، این دو را از یكدیگر ممتاز مى سازد یكى این است كه درازدواج موقت زن و مرد تصمیم مى گیرند به طور موقت با هم ازدواج كنند و پس ازپایان مدت اگر مایل باشند با قرارداد ثانوى طبق شرایطى كه در كتابهاى فقهى ذكرشده است پیمان ازدواج را تمدید مى كنند. دیگر آنكه ازدواج موقت از لحاظ شرایط، آزادى بیشترى دربردارد از جمله مخارج زن بر مرد در این ازدواج لازم نیست مگر در ضمن عقد با یكدیگر قرارداد كنند و نیززن و مرد بدون قرارداد در متن عقد، از یكدیگر ارث نمى برند و همچنین فرزندى كه در این ازدواج بوجود مى آید با فرزند ازدواج دائمى یكسان است وهیچگونه تفاوتى با هم ندارند در سایر آثار حقوقى این دو نوع ازدواج نیز یكسان مى باشند مثلا در هر دو، مهر وجود دارد و نیز در هر دو ازدواج انسان نمى تواندبا مادر و دختر همسر خویش ازدواج كند و آنها با او محرمند و همانطور كه درازدواج دائم زن باید پس از طلاق عده نگهدارد در این ازدواج نیز پس از پایان مدت باید عده نگهدارد با این تفاوت كه عده زن دائم سه نوبت عادت ماهانه یا سه ماه (در پاره اى از موارد) مى باشد و عده زن غیر دائم دو نوبت یا چهل و پنج روزاست) 5 (فلسفه ازدواج موقت در پیش نوشته شد كه ازدواج دائم نمى تواند به تنهائى پاسخگوى تمایلات جنسى انسان باشد زیرا در زندگى ضرورتهایى براى بیشتر مردان پیش مى آید كه معمولا براى مدتى امكان بهره بردارى جنسى از همسر خویش از آنان سلب مى گردد بدون تردید، در این مدت غریزه جنسى، آنان را در بحران شدیدى قرار مى دهد كه اگر از راه مشروع به آن پاسخ مثبت ندهند ممكن است آلودگیهایى پیش آید. موضوع دیگرى كه جدا باید مورد مطالعه و بررسى قرار گیرد مساله جوانانى است كه به سن بلوغ مى رسند. اینان با رسیدن به این سن، در آستانه بیدار شدن غریزه جنسى گام مى گذارند و معمولا هم نمى توانند به زودى ازدواج كنند. در این سالهاست كه جوانان به راههاى حرام مى افتند. برتراند راسل مى نویسد در دنیاى امروز ضرورتها و مشكلات اجتماعى و اقتصادى بر خلاف تدبیر و میل ما ازدواج جوانان را به تأخیر افكنده است زیرا در صد یا دویست سال پیش مثلا یك دانشجو تحصیلات خود را هیجده و بیست سالگى خاتمه مى داد و در آغاز فشار غریزه یااوائل بلوغ براى ازدواج آماده بود و بسیار اندك بودند كسانیكه تا سى و یا چهل سالگى براى رشته هاى علمى و تخصصى، زحمت مى كشیدند. اما در عصر حاضر دانشجویان تازه بعد از بیست سالگى وارد رشته هاى تخصصى علمى و صنعتى مى شوند و پس از فراغت از تحصیل مدتى نیز در جستجوى وسیله تامین معاش برمى آیند معمولا پس از سى و پنج سالگى قادر به ازدواج و تاسیس خانواده خواهندبود. پس جوانان امروز مدتى طولانى را در فاصله میان بلوغ و ازدواج كه بخشى بسیار حساس و دوران نمو جنسى و طغیان غریزه و صعوبت مقاومت در برابر هوى و هوس و ظواهر فریبنده زندگى است، مى گذارنند. ما نباید این بخش حساس را از حساب عمر و یا نظام اجتماع بشرى ساقط كنیم و اگرما بخواهیم حسابى براى این بخش طولانى و حساس عمر باز نكنیم و فكرى در این باره ننماییم نتیجه آن شیوع فساد و بى اعتنایى نسبت به بهداشت، نسل، اخلاق، درمیان مردان و زنان اجتماع خواهد بود. پس چه باید كرد؟ برتراند راسل دربرابر این سؤال مى گوید: راه صحیح براى حل این مشكل این است كه قوانین مدنى براى این بخش حساس از عمر یكنوع ازدواج موقتى را براى دختران و پسران روا دارند كه موجب تحمیل بار مشكلات زندگى عائلى و ازدواج دائم نباشد و در عین حال ایشان را از مفاسد مختلف و اعمال نامشروع و تحمل رنج روحى بار گناه و تخلف از اصول و قوانین و نیز از امراض گوناگون محفوظ دارد این نوع ازدواج در اصطلاح راسل ازدواج بدون فرزند نامیده مى شود آیا در این شرایط كه استفاده از ازدواج دائم امكان پذیر نیست با طغیان غریزه جنسى چه باید كرد؟ آیا در این زمینه ها باید ریاضت كشید و رهبانیت اختیار كرد؟ و آیا همه جوانان حاضرند تحمل كنند و عفت و پاكى خویش را حفظ كنند؟ یا بایدفكر دیگرى كرد؟ در این جا دو راه بیش نیست یكى اینكه جوانان را بخود واگذاریم تا پسران ودختران با هم روابط نامشروع برقرار سازند و آن همه مفاسد و عواقب وخیم رانادیده بگیریم آیا این راه، راه صحیحى است؟ آیا این دختران و پسران پس از این همه روابط نامشروع در دوران ازدواج دائم خویش، دیگر مرد زندگى و زن خانواده خواهند بود؟ راه دیگر اینكه ازدواج موقت را براى آنان تجویز كنیم تا بدین وسیله به غریزه جنسى خود پاسخ مشروع بدهند و بتوانند خویش را حفظ كنند. بى شك راه صحیح همین راه دوم است چرا كه در غیر این صورت جوانان راهى براى ارضاى شهوت خود ندارند ودست به هرگونه بى عفتى و گناه خواهند زد بهترین شاهد ما آمار فساد و بى عفتى است كه در جرائد و مجلات به چشم مى خورد: یكى از مجله هاى آمریكا به نام ویسپرد مى نویسد: شماره اطفال غیر قانونى به ده میلیون مى رسد و در فرانسه از هر صد كودك هفت نفر آنها غیر مشروع مى باشد.) 6 (بسیار تأسف انگیز است كه عده اى در پندار خویش از همین راهها مشكلات جوانان رادر بحران هاى مذكور حل كرده و ارزشهاى اخلاقى آنان را به كلى از نظر دورمى دارند. اینان تجویز مى كنند كه جوانان در گناه و بى عفتیها فرو روند اما اجازه نمى دهند كه از قانون عالى ازدواج موقت استفاده كنند به یقین قضاوتهاى بیجاو ایرادهایى هم كه كرده اند از آنجا سرچشمه مى گیرد كه این مسأله مهم (ازدواج موقت) را از دیدگاه مذهب مطالعه ننموده و آن چنانكه باید و شاید از نظر حقوق واجتماعى آن را ارزیابى نكرده اند. مخالفان ازدواج موقت چه مى گویند؟ مخالفان قانون ازدواج موقت به گمان خود ایرادهایى كرده اند كه ما براى روشن شدن مطلب، آنها را ذكر مى كنیم و پاسخ هریك را یادآور مى شویم: اشكال 1: پیمان زناشویى اگر موقت باشد زن و مرد نمى توانند پیوند مهر و دوستى را با یكدیگر محكم سازند. پاسخ: این اشكال در اثر توجه نداشتن به حكمت تشریع این قانون پیدا مى شود زیراهمان طور كه در پیش گفته شد ازدواج دائم براى جوابگویى به خواسته هاى جنسى كافى نیست و ازدواج موقت به منظور اشباع غریزه جنسى از راه صحیح و عاقلانه در شرایطمذكور تشریع شده است. اگر این ازدواج هم به منظور تشكیل خانواده و انس گرفتن دو همسر با یكدیگر تشریع شده بود این اشكال مورد داشت ولى با توجه به حكمت تشریع این قانون، دیگر موردى ندارد. بلكه مى توان گفت ازدواج موقت بهترین راه براى كسانى است كه در آستانه ازدواج قرار گرفته و مى خواهند توافق اخلاقى بین خویش و همسرى را كه ازدواج با اورا در نظر دارند به دست آورند زیرا در این صورت آنان مى توانند مدتى با هم ازطریق مشروع معاشرت كنند و از خصوصیات اخلاقى یكدیگر آگاه كردند تا پس از توافق اخلاقى، ازدواج موقت را تبدیل به دائم نمایند. اشكال 2: ازدواج موقت در اجتماع شیعه از ناحیه زنان و دختران استقبال نشده است. پاسخ: باید دید این نفرت نسبت به ازدواج موقت، از كجا پیدا شده است. بدون تردید این مطلب مولود تبلیغات مسموم و نیز سوء استفاده هایى است كه مردان هوسران در این زمینه كرده اند. بدیهى است كه این سوء استفاده ها را نباید به حساب اصل قانون گذارد. در پیش نوشته شد كه ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در نظام دیندارى، شرایط ومقرراتى دارد كه باید زن و مرد تمام آنها را در نظر بگیرند و در چهار چوبه آنهااین ازدواج را واقع سازند. تردیدى نیست كه اگر حدود و شرایط مذكور نادیده گرفته شود و فقط به خواندن یك صیغه قناعت شود این نوع ازدواج عامل نفرت وانزجار مى گردد و افكار عمومى را نسبت به این قانون مقدس و عالى بدبین مى كند. اشكال 3: ازدواج موقت با اجاره و كرایه دادن فرقى ندارد و مایه سقوط شخصیت زن مى گردد. پاسخ: این اشكال از اشكالات گذشته سست تر و بى پایه تر است زیرا اولا عقد ازدواج موقت ربطى به اجاره ندارد. گواه بر این مطلب اینكه طبق تصریح فقهاى ما اگر عقدازدواج موقت را به لفظ اجاره بخوانند یعنى زن بگوید آجرتك نفسى من خودم رابتو اجاره دادم صحیح نخواهد بود. ثانیا ازدواج موقت با دائم از این جهت تفاوتى ندارد همانگونه كه بودن مهر درازدواج دائم منافاتى با شخصیت زن ندارد و باعث پایین آمدن حیثیت و شرافت انسانى او نمى شود در این مورد نیز چنین است زیرا عقد ازدواج دائم و موقت تنها تفاوتشان در ذكر مدت است. راستى شگفت انگیز است كه زنى با اختیار خود با مردى حاضر به ازدواج موقت مى شودزن كرایه یى است و در منطق اینان شخصیت انسانى خویش را تنزل داده است ولى زنانیكه با كمال بى شرمى با آنهمه حركات و اطوار زننده در فیلمها خود را به معرض نمایش مى گذارند و یا در مجالس شب نشینى و رقص در برابر چشمان حریص هزار مرد و براى ارضاى غرایز آنها حنجره خود را پاره مى كنند و یا هزار و یكنوع معلق مى زنند آنهازن كرایه اى نیستند؟ و همچنین زنانى كه در یك آن داراى رفیقهاى متعددى هستند به نظر اینان شخصیت انسانى خویش را تنزل نداده اند اگر واقعا دلسوزند و مى خواهند شخصیت زن راحفظ كنند، فكرى براى زنان مراكز فحشا كه معمولا در تمام اجتماعات ناسالم وجوددارد، بنمایند. آیا زنان آنجا از زندگى شرافتمندانه انسانى برخور دارند؟ وآیا آنان مى توانند براى خود شخصیتى احساس كنند؟ آیا وضع ناراحت كننده و زندگى فلاكت بار آن طردشدگان اجتماع، از زندانیان محروم و یا بردگانى كه در دورانهاى گذشته تاریخ زندگى مى كردند، منفورتر نیست؟ اشكال 4: با فرزندانى كه از راه ازدواج موقت به دنیا مى آیند چه باید كرد؟ پاسخ: در پیش خواندیم كه فرزند ازدواج موقت با فرزند ازدواج دائم هیچ فرقى ندارد بنابراین، پدر وظیفه دارد فرزند خویش را مانند فرزندان ازدواج دائم نگهدارى كند و اگر فرضا در چنین موردى پدر از وظیفه خویش كوتاهى كند حاكم شرع باید دخالت نماید و او را به مراعات حقوق فرزند خویش ملزم سازد اگر برخى ازمردم نسبت به وظیفه خویش، كوتاهى مى كنند، ربطى به اصل تشریع این ازدواج نداردچنانكه در ازدواج دائم نیز افرادى پیدا مى شوند كه از وظایف خویش در مورد فرزندو همسر خویش سرباز مى زنند. بدیهى است كه اگر ازدواج موقت مانند ازدواج دائم در دفاتر ثبت اسناد، ثبت گردد و به صورت قانونى درآید مشكلى به وجود نمى آورد و نیز جلوى غالب سوءاستفاده ها هم گرفته مى شود. بنابراین روشن شد كه فرزند ازدواج موقت با فرزند ازدواج دائم در یك رتبه و مقام هستند و از نظر احكام اسلامى نیز با هم فرقى ندارند چنانكه در صدر اسلام برخى ازصحابه و بزرگان از همسران موقت به دنیا آمده بودند و در عین حال كسى نسبت به آنان به نظر تحقیر نمى نگریست و در احكام و شخصیت، همسطح با سایر مسلمانان بودند. بیست پاسخ، هیئت تحریریه موسسه در راه حق 1- سوره نساء آیه 221- صحیح مسلم ج 3 ص 3120- وسائل ج 14 ص 4440- وسائل ج 14 ص 5438- احكام عده به تفصیل در رساله توضیح المسائل مذكور است. 6- حقوق زن در اسلام و جهان ص 214

دانلود و مشاهده فیلم در تلگرام ما

گردآوری : سایت خبری تفریحی خرگوش
اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است 84