نقطه ضعف رقبای حسن روحانی در انتخابات 96 | سایت تفریحی خبری خرگوش
قدر زمان حال را بدانید که گذشته هرگز برنمی گردد و آینده شاید نیاید.(گالیله)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۹ مهر ۱۳۹۹
خانه » اخبار داغ » نقطه ضعف رقبای حسن روحانی در انتخابات ۹۶
نقطه ضعف رقبای حسن روحانی در انتخابات ۹۶

نقطه ضعف رقبای حسن روحانی در انتخابات ۹۶

نقطه ضعف رقبای حسن روحانی در انتخابات 96

[caption id="attachment_1982" align="aligncenter" width="300"]نطه ضعف رقبای حسن روحانی در انتخابات 96 نقطه ضعف رقبای حسن روحانی در انتخابات 96[/caption]

باز هم مثل گذشته نگاهی بر نقطه ضعف رقبای روحانی از نگاه تحلیل گر اصولگرا پرویز امینی داریم که اعتقاد دارد ضعف جلیلی و قالیباف در رقابت با روحانی در محدودیت پایگاه اجتماعی است.

نقطه ضعف رقبای حسن روحانی در انتخابات 96

ضعف رقبای روحانی در انتخابات

[caption id="attachment_1982" align="aligncenter" width="275"]نطه ضعف رقبای حسن روحانی در انتخابات 96 نقطه ضعف رقبای حسن روحانی در انتخابات 96[/caption]

اشاره: پیام این انتخابات، «سیاست‌ورزی حرفه‌ای» بود و متأسفانه باید پذیرفت که جریان اصول‌گرا در این زمینه، در تعطیلاتی عمیق به سر می‌برد. این را نویسنده کتاب «جامعه‌شناسی 22 خرداد» در خصوص تأثیر کنش سیاسی نخبگان در نتیجه‌ی انتخابات اخیر می‌گوید. مسئله‌ی اصلی انتخابات 24 خرداد، فهم چرایی پیروزی روحانی است. مسئله‌ای که خیلی‌ها هنوز جواب قانع‌کننده‌ای برای آن نیافته‌اند. هرچند بسیاری از ناظران ظرفیت منفی بالای «نه به وضع موجود» را عامل اصلی شکل‌گیری این نتیجه، آن هم با این اندازه اختلاف، می‌دانند. اما در مقابل، امینی معتقد است علت‌العلل رقم خوردن این نتیجه را باید در عملکرد کاندیداها و نخبگان اصول‌گرا جست‌وجو کرد. آنچه در ادامه آمده ثمره‌ی گفت‌وگوی تفصیلی برهان با «پرویز امینی»، پ‍ژوهشگر مسایل سیاسی و اجتماعی است. - آن کلیدی که قفل‌های انتخابات را برای روحانی باز کرد، کلید سیاست‌ورزی حرفه‌ای و توانایی‌اش در تنظیم مؤثر کنش‌های سیاسی او بود.

- انتخابات یازدهم یک انتخابات سه‌قطبی با سه گفتمان متفاوت بود. روحانی با گفتمان ترکیبی آزادی و سازندگی، جلیلی با گفتمان عدالت و قالیباف با گفتمان پیشرفت، قطب‌های اصلی انتخابات بودند. دیگران مانند رضایی و ولایتی و حداد بیشتر در حاشیه‌ی رقابت‌های انتخاباتی قرار داشتند. - مهم‌ترین محدودیت‌های قالیباف یکی نداشتن یک پایگاه تثبیت‌شده‌ی اجتماعی به لحاظ سیاسی و ایدئولوژیک بود و دیگر اینکه طبقه‌ی بزرگی چون طبقه‌ی متوسط شهری و نخبگان، بین وی و جریان اصلاح‌طلب‌ـ‌سازندگی مشترک و مشاع بود. - سرمایه‌ی اولیه همه کاندیداها محدود بود و امکان پیروزی متکی به آن وجود نداشت. اینجاست که اهمیت مسئله‌ی سیاست‌ورزی و نوع تنظیم کنش‌های سیاسی در انتخابات، به مسئله‌ی اصلی تبدیل می‌شود. - پرخطاترین کاندیدا در انتخابات قالیباف بود. به طوری که از امتیازاتی که داشت نتوانست استفاده کند و محدودیت‌هایش بر او حاکم شد. - جلیلی باید آرای تثبیت‌شده‌ی ایدئولوژیک و سیاسی‌ خود را به یک جریان اجتماعی بزرگ تبدیل می‌کرد. با نوع سیاست‌ورزی جلیلی، این جریان نمی‌توانست تکان بخورد. - این جزء واضحات است که اگر عارف کنار نمی‌رفت، روحانی نمی‌توانست انتخابات را ببرد. پس اگر ائتلاف برای روحانی کارساز است، چرا نباید برای رقبایش کارساز باشد؟ - روحانی تنها یک خطا در گفت‌وگوی ویژه‌ی خبری کرد و دیگر آن را تکرار نکرد. خطای روحانی این بود که از هدفمندی یارانه‌ها به عنوان صدقه دادن به مردم یاد کرد. اولین نابلدی قالیباف این بود که در دوره‌ی هشت‌ساله‌ی مدیریت شهری‌اش، شکافش با طبقه‌ی مذهبی را ترمیم نکرد؛ یعنی کسی که از رهبری برای نیروی انتظامی و فرماندهی نیروی هوایی سپاه حکم داشته، در زمان جنگ فرمانده‌ی لشگر بوده و امروز نیز برادر شهید است، قاعدتاً باید بیشترین چسبندگی‌ها را به گرایش‌های مذهبی داشته باشد. چه دلیلی وجود دارد که بخش‌های بزرگی از مذهبی‌ها، که به طور اعتقادی کار سیاسی می‌کنند، با این فرد مشکل داشته باشند؟ در تهران که مزیت قالیباف بود او نصفِ روحانی رأی آورد. روحانی بدون هیچ سابقه‌ی اجرایی و مدیریتی، فقط با‌ سخنرانی و استفاده از سرمایه‌ی کلامی، یک میلیون و سیصد هزار رأی آورد و او هشت سال در این شهر صبح تا شب کار کرد و 700 هزار رأی کسب کرد. این تفاوت آرا، نتیجه تفاوت در سیاست‌ورزی قالیباف و روحانی است. جلیلی بالاترین رأی منفی در انتخابات را به خود اختصاص داد. کسی که در معرض افکار عمومی نبود، به سرعت آرا علیه ‌او شد؛ چرا که نتوانست خود را از وضع موجود جدا کند و در موضع انتقادی قرار گیرد. او باید خود را از وضع موجود جدا می‌کرد و لااقل نسبت به نقاط ضعف وضع موجود، ورود انتقادی می‌کرد و نقاط مثبت آن، مانند یارانه‌ها، مسکن مهر، بحث پیشرفت‌های علمی و فناوری در این دوره و کارهای خدماتی و عمرانی بزرگی که در این دوره شده بود را مال خود می‌کرد که هیچ کدام را نتوانست انجام بدهد. تأکید بر روی تعیین‌کنندگی وضع موجود، به عنوان عامل اصلی، مستلزم پذیرفتن این مسئله است که اگر احمدی‌نژاد خود در انتخابات می‌توانست شرکت کند. باید نتایج بدتری نسبت به جلیلی و قالیباف می‌گرفت که فکر نمی‌کنم کسی چنین ادعایی بتواند بکند. به هر حال، احمدی‌نژاد در سال 88 نیز از یک ظرفیت منفی بزرگی برخوردار بود، اما توانایی او در سیاست‌ورزی حرفه‌ای، عامل پیروزی او شد. در مجموع و به‌عنوان جمع‌بندی بحث باید گفت پیام این انتخابات، فقط لزوم آموختن و اعمال «سیاست ورزی حرفه ای» به‌عنوان عاملی بود که می‌تواند در عرصه‌ی انتخابات از یک بازنده، پیروز و از یک پیروز، بازنده بسازد و متأسفانه باید اذعان داشت که جریان اصولگرا در این زمینه در تعطیلاتی عمیق به سر می‌برد.

دسته بندی : اخبار داغ سیاسی

گردآوری : سایت خبری تفریحی خرگوش

منبع : پایگاه تحلیلی برهان

اشتراک گذاری مطلب

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است 93