بسته شعر محرم | سایت تفریحی خبری خرگوش
هرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقاً داشته ایم و حالا داریم.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷
خانه » مطالب ویژه » بسته شعر محرم
بسته شعر محرم

بسته شعر محرم

بسته شعر محرم

بسته شعر محرم

بسته شعر محرم

بسته شعر آئینی به مناسبت ورود به ماه محرم؛ هم زمان با شروع ماه محرم الحرام و برپایی هیئت های عزاداری، بسته شعر آئینی محرم را برای شما عزیزان گردآوری کرده ایم. در ادامه مطلب این شعرها را مشاهده خواهید کرد.

بسته شعر محرم

شعر محرم

بسته شعر محرم

بسته شعر محرم

شاعران آئینی کشورمان هر کدام با فرراسیدن ماه محرم و به یاد عزای سالار شهیدان و یاران وفادارشان، اشعاری را پیرامون ورود به ماه محرم الحرام سرودند که بخش هایی از آن ها در این جا اشاره شده است.

شعر علیرضا قزوه به مناسبت ورود به ماه محرم الحرام

محرّم آمده از شهر غم، عَلَم در دست
برای سینه زدن، تکیه شد سراسر دست

محرّم آمد و خم­خانه ی ازل وا شد
وضو ز باده گرفتم، زدم به ساغر دست

حسین آمده با ذوالفقار گریانش
که: هان حسینم و تنهاترین علم بر دست

حسین آمده تا شرح شقشقیّه کند
حسین آمده با خطبه ی پدر در دست

(چو دست برد به تیغ، آسمانیان گفتند:
به ذوالفقار مگر برده است حیدر، دست؟ )

چو ذوالفقار علی چرخ می زند، بی تاب
چه حال داده خدایا مگر به اکبر دست؟

ز خیمه گاه می‌ آید چو گرد باد عطش
حسین را بنگر پاره ی جگر در دست!

چه روز بود که دیدیم ما به کرب و بلا!
چه حال بود به ما داد روز محشر دست!

بدو شکایت اهل مدینه خواهم برد
به خواب گر دهدم دیدن پیمبر، دست

نشسته ام به تماشای زیر و رو شدنم
به لحظه ای که برد شمر، سوی خنجر، دست

به خویش می نگرم با دو چشم خون آلود
نگاه کردم و در نهر شد شناور، دست

به رود علقمه بنگر که می زند بر سر
به دستگیریِمان موج شد سراسر دست!

می توانم بر روی عشق، بندم چشم
نمی توانم بردارم از برادر ، دست

تو هر دو چشم من! از هر دو چشم، چشم بپوش
ز هر دو دست، برادر! بشوی دیگر، دست

به پای دست تو سر می دهند، سرداران
به احترام تو با چشم شد برابر، دست!

به یاد دست تو ای روشنای چشم حسین!
چقدر شام غریبان زدیم بر سر، دست

تو را فروتنی از اسب بر زمین انداخت
نمی رسید وگرنه به آن صنوبر، دست

قنوت، پر زدن دست­های مشتاق است
به احترام ابوالفضل می کشد، پر، دست!

مگر تو دست بگیری که دست­گیر تویی
به آستان شفاعت نمی رسد هر دست!

اگر چه پیش قدت شد قصیده ام کوتاه
به اشتیاق تو شد، سطر سطر دفتر، دست

حدیث دست تو را هیچ کس نخواهد گفت
مگر به روز قیامت رود به منبر، دست

شعرمحسن عرب خالقی به مناسبت ورود به ماه محرم الحرام

یک جهان روضه و یک ماه محرم داری
آه، آقای غریبم چقدر غم داری

تا ابد هم که بخوانند همه مرثیه ات
باز هم روضه ی نا خوانده به عالم داری

این همه زائر دلسوخته ی خاکت را
از ازل داشته ای تا به ابد هم داری

روضه خوان هات زیادند، یکیشان قرآن
مطلع فجر خدا سوره مریم داری

درد دل کن که نماند به دلت چون پدرت
خواهرت هست کنارت، تو که مَحرم داری

بهترین نوحه ما هست «غریب مادر»
صاحب روضه بگو، بهتر از این دم داری؟

تا که نومید نگردد ز درت محتاجی
تو هم انگشت هم انگشتر خاتم داری

وقت تدفین تو ای شعر غریبی، پسرت
دید در وزن تنت چند هجا کم داری

شعرسیّدحمیدرضا برقعی به مناسبت ورود به ماه محرم الحرام

اگر چه مثل محّرم نمی شوم هرگز
جدا ز روضه و ماتم نمی شوم هرگز

مرا ببخش مرا چون که خوب می دانم
که توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز

اسیر جاذبۀ حُسن یوسف یاسم
که محو در گل مریم نمی شوم هرگز

گناه کارم و حتی بدون اذن شما
بدان نصیب جهنم نمی شوم هرگز

به جان عشق قسم غیر چهارده معصوم (ع)
به پای هیچ کسی خم نمی شوم هرگز

قسم به قلب سپیدت سیاهپوش کسی
بجز شهید محّرم نمی شوم هرگز

نَمی فُرات بیاور چرا که من قانع
به سلسبیل و به زمزم نمی شوم هرگز

در انتهای غزل من دوباره می خواهم
فقط برای تو باشم نمی شوم هرگز

شعر علی اکبر لطیفیان به مناسبت ورود به ماه محرم الحرام

حـتّی خـدا مـیان حسـینیه غمـش
سوگند خورده است به ماه محرمش

شبهای قدر محترم و با فضیلت اند
امّـا نمی رسند به شب های ماتمش

امروز نه، غروب همان سال شصت و یک
مـا را گـره زدنـد به نخـ های پـرچمش

این دستمال گـریه پر از نـور می شود
وقتی به دست روضـه خورشید می دمش

چشمی که از برای تو گریان نمی شود
باید حـواله داد به دست جـهنمش

جانم فدای ِ محتشم و خانواده ات
با این: چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش

منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

گردآوری : سایت خبری تفریحی خرگوش

اشتراک گذاری مطلب

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است 4