نیکوترین عادت تفکر است و حکمت زاده تفکر.
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶
خانه » سلامت » زناشویی » آمیزش جنسی

آمیزش جنسی

آمیزش جنسی

آمیزش جنسی

آمیزش جنسی

آمیزش جنسی : در حالی که بصورت کلی زبان از درون و یا تحت تأثیر عوامل بیرونی دچار تغییر و تحول می‌شود، اما لغات مربوط به آمیزش جنسی از جمله حوزه‌هایی می‌باشند که نرخ جهش و تکامل سریعی می‌دارند. یکی از فرایندهایی که می‌تواند اتفاق بیفتد این است که بجای کلمهٔ اصلی، کلمه‌ای لطیف‌تر و کمتر وقیحانه استعمال شود. به عنوان مثال در انگلیسی کلمه «عشق‌ورزی» (making love) به جای «سکس» (Sex) رایج شد. با رایج شدن آن واژه و گذشت زمان، آن لغت، خود به کلمه‌ای وقیحانه و غیرلطیف تبدیل شده و در فهرست واژه‌های تابو قرار گرفته است

 

آمیزش جنسی

روابط  جنسی

روابط سکسی

آمیزش جنسی

آمیزش جنسی

آمیزش جنسی در انسان یا سکس و یا خفت‌وخیز[ف ۱] معمولاً به ورود اندام تناسلی مرد در اندام تناسلی زن گفته می‌شود.[۱] در صورت موفقیت عمل تولیدمثل، سلول‌های اسپرم جنس مذکر وارد بدن جنس مؤنث شده و تخمک‌های زن بارور می‌شود. این کار باعث تشکیل اندامگان جدیدی می‌شود. در زمان برانگیختگی جنسی، بدن با بالا بردن ضربان نبض و انقباض ماهیچه‌ها خود را برای آمیزش آماده می‌کند. در مردان خون به سمت آلت تناسلی روان شده که موجب بزرگتر شدن و سفت شدن آن می‌شود تا ورود آلت مرد در مهبل زن ساده‌تر گردد. در زنان دیواره‌های مهبل نمناک شده، بخش درونی مهبل منبسط شده و کلیتوریس بزرگ می‌شود. در مرحلهٔ اوج لذت جنسی فشارهای عصبی-ماهیچه‌ای که در مراحل قبل جمع شده در چند ثانیه آزاد می‌شود. مهبل شروع به انجام یک سری انقباضات منظم می‌کند و آلت مردانه نیز بصورت موزونی جمع شده که اسپرم‌ها و منی را دفع کند. آمیزش جنسی با خروج منی (حاوی اسپرم‌ها و مایع حاوی مواد غذایی برای اسپرم‌ها، آب، نمک و متابولیتها) درون کانال مهبلی زن پایان می‌پذیرد. نهایتاً اندام‌های جنسی به حالت اولیهٔ قبل از تحریک بازمی‌گردند.[۲]
روشی مورد ترجیح یک زوج برای آمیزش جنسی از فرهنگ آنها تأثیر می‌پذیرد. به عنوان مثال مردمان برخی فرهنگ‌ها روش آمیزش چهره به چهره را بر روش‌های دیگر ترجیح می‌دهند در حالی که در برخی فرهنگ‌ها این روش آمیزش محبوبیت آنچنانی ندارد.[۱] آمیزش جنسی توسط انسانها ممکن است به صورت دسته جمعی نیز صورت گیرد که به آن سکس گروهی می‌گویند.
برای بسیاری از جوامع باستانی و سنتی، روابط جنسی دارای معانی برجسته مذهبی بوده‌است. عموماً برای این موضوع از تمثیل «حاصلخیزی یا باروری» استفاده می‌شده‌است. مشخص نیست که آیا قدیمی‌ترین جامعهٔ یک‌جانشین کشاورز (که حدود ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد در ناحیه مدیترانه بوجود آمدند)، از ارتباط علی و معلولی بین «آمیزش جنسی» و «حامله شدن» آگاه بوده‌اند یا خیر، ولی به نظر می‌آید که آمیزش جنسی به عنوان بخشی از نظام باروری طبیعت نگریسته می‌شده زیرا تطبیقی بین زن و «زمین مزرعه»، بین مرد و «شخم»، و بین آمیزش جنسی و «عمل شخم‌زدن» در این فرهنگ‌ها دیده می‌شود. از اقوام گذشته داستان‌های آفرینش زیادی که صحبت از خلق کیهان به دلیل آمیزش جنسی موجودات نخستین و یا خودارضایی یک موجود نخستین می‌کنند، به دست رسیده‌است. همچنین رابطهٔ جنسی بین خدایان و انسان‌های مؤنث موضوعی است که در فرهنگ‌های مختلف بسیار به چشم می‌خورد.[۳]
در مذاهب و فرهنگ‌های مختلف نگرش‌های متفاوتی نسبت به آمیزش جنسی دیده می‌شود. یک رویکرد آن را «مثبت» و «طبیعی» قلمداد کرده و مراسم مذهبی خاصی نیز برای آن پیشنهاد می‌دهد، و یک رویکرد دیگر نگاهی «منفی» نسبت به آمیزش جنسی دارد.[۳] به عنوان مثال قرآن آمیزش جنسی را شیطانی و یا لزوماً موجب دلبستگی به دنیا در نظر نمی‌گیرد اگرچه شهوت برای زنان را مثالی از شیفتگی به لذت‌های دنیا می‌داند.[۴]
فلاسفه در شاخه‌ای از فلسفه به نام «فلسفه سکس» به بررسی آمیزش جنسی و موضوعات مربوط به آن از دیدگاه مفهومی، اخلاقی، متافیزیکی، و هنجاری می‌پردازند.[۵] ارزش‌گذاری اخلاقی بر روی رابطه جنسی به نگاه فرد به ماهیت برانگیختگی و امیال جنسی در انسان بستگی دارد. در این زمینه فلاسفه به دو دستهٔ عمدهٔ خوشبین‌ها و بدبین‌ها تقسیم می‌شوند. فلاسفهٔ بدبین برانگیختگی جنسی و انجام عملی بر اساس آن را در حد کرامت و شأن انسان نمی‌بینند. فلاسفهٔ خوشبین آمیزش جنسی را مکانیزمی در نظر می‌گیرند که بصورت طبیعی و از روی شادی پیوندی جنسی و غیرجنسی میان دو نفر برقرار می‌کند.[۶]
مصداق‌های سوء استفاده جنسی در قوانین ذکر می‌شود و این قوانین بسته به زمان و مکان تغییر می‌کند. تقریباً در تمامی نظام‌های قضایی تجاوز جنسی جرمی با مجازات سنگین محسوب شده‌است.[۷]

آمیزش جنسی

آمیزش جنسی

نامگذاری
در زبان پهلوی برای آمیزش جنسی دو کلمهٔ «گادَن» و «مُرزیدَن» به کار رفته است. در زمان‌های مختلف تاریخی کلمات مختلفی مانند «کَردن»، «خُفت‌وخیز»، «جِماع»، «گُشنی کَردن»، «مقاربه»، «نزدیکی کردن»، «آمیزش جنسی»، «سِکس»، «سپوختَن[سِ/سَ/سُ]» در زبان فارسی استفاده شده است. برخی از این کلمات معانی اصلی متفاوتی داشته‌اند و در طول زمان معنی اصلی آنها تغییر کرده‌است.[ف ۲] برابر انگلیسی آمیزش جنسی واژه «Sex» می‌باشد که در سال‌های ۱۴۰۰–۱۳۵۰ میلادی از کلمه لاتین «Sexus» ساخته شده‌است. گمان می‌رود که کلمه «Sexus» هم‌خانوادهٔ کلمه «Secāre» به معنی «تقسیم کردن» بوده که کلمهٔ امروزی «Section» از آن برگرفته شده است.[۸]

در حالی که بصورت کلی زبان از درون و یا تحت تأثیر عوامل بیرونی دچار تغییر و تحول می‌شود، اما لغات مربوط به آمیزش جنسی از جمله حوزه‌هایی می‌باشند که نرخ جهش و تکامل سریعی می‌دارند. یکی از فرایندهایی که می‌تواند اتفاق بیفتد این است که بجای کلمهٔ اصلی، کلمه‌ای لطیف‌تر و کمتر وقیحانه استعمال شود. به عنوان مثال در انگلیسی کلمه «عشق‌ورزی» (making love) به جای «سکس» (Sex) رایج شد. با رایج شدن آن واژه و گذشت زمان، آن لغت، خود به کلمه‌ای وقیحانه و غیرلطیف تبدیل شده و در فهرست واژه‌های تابو قرار گرفته است.[۹][۱۰]

از دیدگاه زیست‌شناسی
مراحل
چرخه واکنشهای جنسی مرد و زن را می‌توان به چهار مرحله تقسیم کرد: تحریک، برانگیختگی جنسی، اوج لذت جنسی (ارگاسم) و مرحله آرامش.[۲] در مرحله تحریک، بدن خود را با بالا بردن ضربان نبض و سفت کردن ماهیچه‌ها برای آمیزش آماده می‌کند. در مردان خون به سمت آلت مردانه روان شده که موجب بزرگتر شدن و سفت شدن آن می‌شود (نعوظ). در زنان دیواره‌های مهبل نمناک شده، بخش درونی مهبل پهن‌تر شده و کلیتوریس بزرگ می‌شود. در مرحله برانگیختگی جنسی تنفس شدید می‌شود و سخت شدن ماهیچه‌ها ادامه می‌یابد. غده‌های سر آلت مردانه متورم شده و خایه‌ها بزرگ می‌شوند. در زنان مهبل خارجی خودش را جمع کرده و کلیتوریس منقبض می‌شود. در مرحله اوج لذت جنسی یا ارگاسم فشارهای عصبی-ماهیچه‌ای که در مراحل قبل جمع شده در چند ثانیه آزاد می‌شود (انزال). در زنان، مهبل شروع به انجام یک سری انقباضات منظم می‌کند و در مردان آلت مردانه نیز بصورت موزونی جمع شده که اسپرم‌ها و منی را دفع کند. نهایتاً در مرحله آرامش آلت مردانه به وضعیت قبلی بازمی‌گردد و در زنان مهبل و بقیه اجزای دستگاه جنسی به حالت اولیه قبل از تحریک بازمی‌گردند. مردان در طول این مدت قابلیت انجام آمیزش جنسی را از دست می‌دهند. این مرحله می‌تواند از چند دقیقه تا چند ساعت به طول بینجامد. زنان چنین حالت بازگشتی را ندارند و می‌توانند در هر زمانی پس از مرحله آرامش مجدد تحریک شوند.[۲]

در صورتی که اسپرمها با موفقیت به تخمک برسند موجب تشکیل سلول تخم و بارداری می‌شود. برای جلوگیری از بارداری از وسایلی چون کاندوم و داروهای حاوی استروژن و پروژسترون[۱۱] استفاده می‌شود. بارداری برای انسان ۳۸ هفته طول می‌کشد و زمان شروع آن از آخرین قاعدگی است. نوزادانی که زودتر از ۳۸ هفته به دنیا بیایند نارس نامیده می‌شوند.

[نمایش] ن ب و
دستگاه تناسلی انسان
اولین آمیزش جنسی
در اغلب موارد پرده بکارت زنان در اولین آمیزش جنسی پاره شده که می‌تواند همراه با درد و خونریزی باشد[۱۲] (جنس مؤنث انسان از نظر داشتن پرده بکارت و خونریزی در هنگام پاره شدن آن در میان پستانداران یکتا است).[۱۳] اما در برخی زنان پرده بکارت بجای پاره شدن کشیده می‌شود. مواردی هم وجود دارد که پرده حتی در هنگام زایمان نیز پاره نمی‌شود. پرده بکارت همچنین ممکن است به دلیل استفاده از تامپون، حرکات ورزشی شدید و یا نوازش شدید پاره شود.[۱۲]

حالات مختلف
نوشتار اصلی: روش آمیزش جنسی
روشی مورد ترجیح یک زوج برای آمیزش جنسی به فرهنگ آنها بستگی دارد. به عنوان مثال آمریکاییان روش آمیزش چهره به چهره را بر روش‌های دیگر ترجیح می‌دهند در حالی که در برخی فرهنگ‌ها این روش آمیزش محبوبیت آنچنانی ندارد. بگفته جان پال مک‌کینی از دانشگاه ایالتی میشیگان محبوبیت روش آمیزش چهره به چهره در آمریکا بحدی است که بر اساس آمار یک کتاب منتشر شده در سال ۱۹۶۷، ۷۰ درصد زوج‌ها در آمریکا اصلاً روش آمیزش دیگری را بجز روش چهره به چهره امتحان نکرده بودند.[۱]

لذت جنسی
از دیدگاه زیست‌شناسی لذت جنسی نتیجه واکنش‌های شیمیایی است که در مغز رخ می‌دهد[۱۴] (برخی از فیلسوفان معادل بودن فرایندهای شیمیایی مغزی و کیفیات ذهنی از جمله لذت ارگاسم را نمی‌پذیرند).[۱۵] اکثر مطالعات روان‌پزشکان عصب‌شناس نشان می‌دهد که لذت جنسی ناشی از تحریک مسیر دوپامینرژیک می‌باشد.[۱۴][۱۶] اوج لذت جنسی (ارگاسم) در مردان با عمل تولید مثلی خروج اسپرم به واژن همراه است اما اوج لذت جنسی در زنان هم از طریق واژن و هم از طریق چوچوله ممکن است و می‌تواند از طریق چوچوله و بدون دخول هم اتفاق بیفتد. تفکیک لذت جنسی و عمل آمیزش از موضوعات مورد مناقشه میان زیست‌شناسان در مورد بوده‌است. برخی پیشنهاد داده‌اند که وجود اوج لذت جنسی در زنان از ملزومات تولیدمثل زنان نیست یعنی برای تلقیح اسپرم و تخمک نیازی به ارگاسم زن نیست. در نتیجه لزومی نداشته که در مسیر فرگشت این دو با یکدیگر تطبیق کامل پیدا کنند.[۱۷]

دیدگاه تکاملی

روش آمیزش چهره به چهره اثر ادوار هنری آوریل
بگفته برنارد کمپبل تکامل انسان و گسترش قشر مغز خصوصاً لوب پیشانی و لوب آهیانه‌ای تأثیر مهمی بر رفتار جنسی انسان داشته‌است. از یک طرف محدودهٔ تحریکاتی که می‌توانند منجر به پاسخ جنسی در انسان شوند گسترش یافته و از طرف دیگر قابلیت امتناع از آمیزش -زمانی که تمام تحریکات برای آمیزش جنسی فراهم است، بوجود آمده‌است. در مورد «گسترش محدوده تحریکاتی که می‌تواند منجر به پاسخ جنسی شود» می‌توان گفت که به عنوان مثال بصورت یک قانون کلی در پستانداران، جنس مؤنث قبل از بلوغ به رفتارهای جنسی روی نمی‌آورد در حالی که جنس مذکر قبل از بلوغ گاهی اوقات به آن روی می‌آورد. شامپانزهای مؤنث تا حدی علاقه به آمیزش قبل از بلوغ دارند. اما در انسان در صورتی که کنترل جامعه وجود نداشته باشد، هم پسر و هم دختر غیربالغ تقریباً تمامی رفتارهای جنسی ممکن را (بجز خروج منی) از خود نشان می‌دهند. از طرف دیگر «گسترش قابلیت امتناع از آمیزش» تا حدی افزایش یافته که مردان براحتی می‌تواند در طول عمر خود دست به آمیزش جنسی نزنند. در زنان تمایل جنسی مربوط به استروس تقریباً از بین رفته‌است. در حالی که ترشح استروژن هنوز وجود دارد، این هورمون نقش مشخصی بازی نمی‌کند و رابطهٔ جنسی به دلیل تحریک جنسی تقریباً در هر زمانی می‌تواند برقرار شود.[۱۸]

اختلال عملکرد جنسی

جالینوس و دیوسکوریدس، طبیبان یونانی، حشیش را برای کاهش میل جنسی تجویز می‌کردند.[۱۹] طب سنتی ایرانی نیز تأثیر کوتاه‌مدت حشیش را افزایش تمایلات جنسی ولی تأثیر بلندمدت آن را ضعف جنسی می‌دانست. حشیش برای کاهش تمایلات جنسی برای اولین بار توسط پزشکان مسلمان در هند تجویز شد.[۲۰]
اختلال عملکرد جنسی (به انگلیسی: sexual dysfunction) به مجموعه مشکلات مربوط مراحل تحریک، برانگیختگی جنسی و ارگاسم در چرخه واکنشهای جنسی گفته می‌شود. در ابتدای قرن بیستم پزشکانی مانند کرافت-ابینگ[۲۱] اختلال عملکرد جنسی را ناشی از استمنا در دوران کودکی، و فعالیت جنسی بیش از حد پس از بلوغ می‌دانستند و جهت معالجه آن ممانعت از استمنا در کودکان و کاهش فعالیت جنسی بالغین را پیشنهاد می‌کردند. دیدگاه دیگری که بعدها توسط فروید رواج یافت اختلالات جنسی را از عوارض حل نکردن عقده ادیپ می‌دید. این توضیح از اختلالات جنسی برای سالها غالب بود اگر چه روان‌درمانی پیشنهادی فروید برای رفع اختلالات جنسی ناکارآمد بود. اولین روانپزشکانی که دیدگاه فروید را به چالش کشیدند رفتاردرمان‌گرانی مانند ژوزف ولپی بودند که تشویش و اضطراب را علت اصلی اختلال عملکرد جنسی می‌دانستند. این روان‌پزشکان جهت کاهش اضطراب از بیمار می‌خواستند که سلسله مراتبی از رفتار جنسی را در حالتی که در آرامش عمیق ماهیچه‌ای قرار دارد تصور کند. بیمار سپس همان رفتارها را در همان وضعیت آرامش انجام می‌داد.[۲۲] تحقیقات بعدی ویرجینیا جانسون و ویلیام مسترز نقش عمده‌ای در توسعه روش‌های درمانی اختلال جنسی ایفا کرد. آنها توضیح روانی بهتری از عملکرد جنسیتی ارائه کرده و روش‌های درمانی جدیدی را پیشنهاد کردند. جانسون و مسترز تأکید می‌کردند که اختلالات جنسی مشکل هر دو شریک جنسی است و نه مشکل یکی از آنها. از این جهت معالجه هر دو نفر را تجویز می‌کردند. آنها رابطه جنسی را رفتاری طبیعی در نظر می‌گرفتند که قابل یادگیری نبوده، بلکه باید به افراد در حذف موانعی که در بروز رفتار جنسی معمولی آنها وجود دارد کمک کرد. جانسون و مسترز معتقد بودند که موضوعاتی مانند شرطی شدن فرهنگی، نگاه خانواده و دوران کودکی به آمیزش جنسی، نگاه‌های مذهبی، مهارت‌های بیانی ضعیف و بسیاری عوامل دیگر در رشد اختلالات جنسی مؤثر هستند. پیشرفت بعدی کمی بعد توسط هلن کاپلان در کتابش با عنوان «سکس درمانی جدید» (به انگلیسی: The New Sex Therapy) بدست آمد.[۲۳] هم اکنون برای اختلال در نعوظ از داروهایی که در آن از «سیلدنافیل آنزیم غیرفعال کننده گوانزین مونوفسفات حلقوی» استفاده می‌شود[۱۱]

فواید رابطه جنسی
رابطه جنسی باعث کاهش اضطراب، افزایش حس شادی، تقویت سیستم ایمنی، تسکین درد، کاهش روان‌رنجوری و کاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات می‌شود.[۲۴] افزایش رابطه جنسی در میانسالی ممکن است انسان را باهوش‌تر کند و اثرات مخرب افزایش سن بر نگهداری و فراخوانی اطلاعات از حافظه را جبران کند.[۲۵] قسمت هیپوکامپ مغز جایی است که در آن حافظه بلندمدت شکل می‌گیرد. با افزایش سن در پستانداران و از بین رفتن نورون‌های این قسمت مغز، آنها دچار انواع «فراموشی» ها می‌شوند. موش‌ها پس از قرارگرفتن در معرض مداوم و درازمدت رابطه جنسی، عملکرد حافظه و شناخت‌شان بهبود یافته است. همچنین بررسی‌های مغز این موش‌ها نشان از حضور سلول‌های عصبی جدید به ویژه در قسمت هیپوکامپ داشته است. رابطه جنسی و سکس به عنوان یک نوع تعامل احساسی و فیزیکی با افراد دیگر، موجب کاهش استرس و افزایش رشد سلول‌های ناحیه هیپوکامپ می‌شود.[۲۶][۲۷]

بیماری‌ها

آگهی تبلیغاتی آمریکایی در جنگ جهانی دوم که هدفش تهییج حس میهن‌دوستی سربازان بوده تا از خود محافظت کنند. نوشته روی پوستر نوشته «ظاهر او ممکن است تمیز بنظر برسد، اما» و در پایین پوستر نوشته «نمی‌توانی نیروهای محور را شکست دهی اگر به بیماری مقاربتی مبتلا شوی».
نوشتار اصلی: بیماری‌های آمیزشی
بیماری‌های آمیزشی یا جنسی، یا مقاربتی، بیماری‌های گوناگونی هستند که از طریق انواع روش‌های آمیزش جنسی (آمیزش جنسی دهانی، مهبلی، مقعدی) انتقال پیدا می‌کنند مانند هپاتیت ب، ایدز، سیفلیس، سوزاک، کلامیدیا تراکوماتیس، شانکروئید، تبخال، CMV، شپش عانه، کوندیلوما آکومیناتوم و… برخی از این بیماریها از روشهای غیر جنسی نیز منتقل می‌شوند مثلاً از طریق انتقال خون، سوزن مشترک در معتادان به مواد مخدر تزریقی و یا در زایمان.[ف ۳] بیماریهای مقاربتی (STD) یا منتقله از راه جنسی یا آمیزشی را بر اساس تظاهرات عمده اولیه (موضعی) می‌توان به سه گروه تقسیم کرد:[ف ۳]

۱. زخمهای تناسلی مانند عفونت هرپس تناسلی (تبخال تناسلی)، سیفلیس، شانکروئید (آتشک)، لنفوگرانولوم ونروم، گرانولوم اینگوینال (به علت کلامیدیا)، کوندیلوما آکومیناتوم (زگیل تناسلی)

۲. اورتریت، سرویسیت و بیماریهای التهابی لگن مانند سوزاک (گنوره)، کلامیدیا تراکوماتیس، تریکوموناس واژینالیس و اوروپلاسما اورولیتیکوم

۳. واژینیت مانند کاندیدا آلبیکنس، تریکوموناس واژینالیس و گاردنلا واژینالیس

برخی از بیماریهای منتقله از راه جنسی مانند ایدز و هپاتیت تظاهرات موضعی خاصی ندارند؛ برخی از این بیماریها عامل غیرمیکروبی دارند مثلاً قارچ تنیا کروریس یا حشره جرب (گال) و شپش عانه. البته عوامل غیرمیکروبی مانند شپش عانه و جرب هر چند ممکن است ناحیه تناسلی را درگیر سازند ولی چون از راه آمیزشی منتقل نمی‌شوند بلکه از راه تماس مستقیم پوست فرد آلوده با فرد سالم منتقل می‌شوند، بهتر است جزء بیماریهای منتقلهٔ جنسی محسوب نشوند.[ف ۳]

به عنوان یک اصل کلی در درمان این بیماریها نیاز به درمان همزمان شریک جنسی وجود دارد و باز به عنوان یک اصل کلی ابتلای مادران به این بیماری می‌تواند به جنین آسیب بزند.[ف ۳]

در فرهنگ‌ها و ادیان
کلیات

مجسمه ونوس ویلندورف که به حدود بیست تا سی هزار سال قبل از میلاد در اتریش بازمی‌گردد، بر روی اعضا جنسی زن تأکید داشته و مجسمه را به نماد باروری تبدیل می‌کند.
برای بسیاری از جوامع باستانی و سنتی، روابط جنسی دارای معانی برجسته مذهبی بوده‌است. تمثیلی که عموماً برای این موضوع استفاده می‌شده، «حاصلخیزی یا باروری» بوده که در سطح انسان‌ها و یا در سطح کیهانی نمایان می‌شده‌است. این تمثیل‌ها با مفاهیم خاص مذهبی مانند دوجنسی بودن خدایان و یا استقرار مجدد نهادهای اجتماعی، نظم اخلاقی و وضعیت زیبایی که پیش از خلقت جهان وجود داشته پیوند می‌خورد.[۳] در اینکه آیا قدیمی‌ترین جامعهٔ یک‌جانشین کشاورز (که حدود ۷۰۰۰ سال قبل از میلاد در ناحیه مدیترانه بوجود آمدند)، از ارتباط علت و معلولی بین «آمیزش جنسی» و «حامله شدن» آگاه بودند اختلاف نظر وجود دارد ولی تطبیقی بین زن و «زمین مزرعه»، بین مرد و «شخم»، و بین آمیزش جنسی و «عمل شخم زدن» مکرراً دیده می‌شود؛ بنابراین به آمیزش جنسی به عنوان بخشی از نظام باروری طبیعت نگریسته می‌شد.[۳]

فرهنگ‌های مختلف از طریق مؤسسات اجتماعی و چهارچوب‌های هنجاری به موضوع میل جنسی پاسخ داده و آن را کنترل می‌کنند. این چهارچوب‌ها بازتاب‌دهنده دیدگاه‌ها و ارزش‌های فرهنگی در مورد اهداف، عملکرد، ماهیت سکسوالیته هستند. این دیدگاه‌ها و ارزش‌های فرهنگی از طریق تأکید یا به حداقل رسانی جنبه‌هایی مانند لذت، نزدیکی، تولید مثل، وظایف والدین، ساختارهای خانوادگی، اقتصادی و مراتب اجتماعی بروز پیدا می‌کند. به عنوان مثال در کشورهای غربی امروزی تأکید بیشتری روی شخص، آزادی، تساوی گرایی و ارضای شخصی شده که بازتاب دهنده دیدگاه‌های دوره فراروشنگری می‌باشد، در حالی که در برخی از کشورهای آسیایی تأکید روی هویت اجتماعی، سلسله مراتب اجتماعی، مسئولیت اجتماعی افراد و وابستگی‌های اجتماعی می‌باشد. البته در فرهنگ‌های مختلف نکات مشابهی هم به چشم می‌خورد: مثلاً تمامی فرهنگ‌ها بر تقسیم‌بندی انسان‌ها به زن و مرد، تولید ساختارهایی اجتماعی برای قانونمندکردن آمیزش جنسی، و ایجاد فضایی برای رشد فرزندان توافق دارند. به عقیده هیتر لوی، از نکات مشترک دیگر این است که تمامی فرهنگ‌هایی که مکتوبات مفصلی از آنها برجای مانده مرتبه پایینتری به زنان در مقایسه با مردان واگذار کرده و زنان را تحت سلطه مردان قرار می‌دهند. بگفته هیتر لوی کنترل جنسی زنان توسط مردان به دلایل تولید مثلی یا اقتصادی، اجتماعی می‌باشد و اگر چه میزان آن از فرهنگ تا فرهنگ فرق می‌کند ولی حتی در فرهنگ غربی مدرن نیز به عنوان حقیقتی باقی‌مانده‌است.[۲۸]

در اکثر دوران تاریخ و ماقبل تاریخ به زمین نه تنها به عنوان یک دنیای زنده بلکه به عنوان یک موجود جنسی که با خودش از طریق اجزای مختلفش عشق‌بازی می‌کند، نگریسته می‌شد؛ که جذب شدن مرغ مگس‌خوار توسط گل‌های کوهستانی؛ شکافته شدن صخره‌ای سخت توسط آب روان نمونه‌هایی از آن به شمار می‌رفتند. رابطهٔ جنسی متضادها را در یک جا جمع کرده و باعث می‌شود که یک کل یکپارچه را تشکیل دهند. به عقیده محقق هاردین این نحوه نگاه صمیمانه با طبیعت و با قوای جنسی فردی با گذشت زمان تغییر کرده چنانچه امروزه رابطهٔ جنسی پر زرق و برق و تجاری و بیگانه‌تر نسبت به طبیعت شده‌است که دلایل آن قوت گرفتن مذاهبی در قرون وسطی بود که امیال جنسی را سرکوب می‌کردند؛ حرکت از جوامع کشاورز به جوامع شهرنشین، و ظهور پدیده واقعیت مجازی مانند ویدئوهای شهوانی، و غیره می‌باشد.[۲۹] برخی بوم‌شناسان فمینیست بحران محیط زیست را به آنچه نگاه مردسالارانه و یکتاپرستانه ادیان ابراهیمی و تصورات جنسیتی این ادیان می‌خوانند، نسبت می‌دهند.[۳۰]

در نگاه‌های مذهبی به آمیزش جنسی چندگونگی دیده می‌شود. یک نحوه برخورد آن را «مثبت» و «طبیعی» قلمداد کرده و مراسم مذهبی خاصی نیز برای آن پیشنهاد می‌دهد، و یک نحوه برخورد دیگر نگاهی «منفی» نسبت به آمیزش جنسی دارد که خود را در زاهدان، مرتاضان و یا تکنیک‌های کنترل جنسی‌ای که به عنوان مثال در میان تائوئیست‌های چین باستان رایج بود، نشان می‌دهد. برخی مذاهب مانند هندوها و سنت الماس‌راه بودایی‌ها به آمیزش جنسی به عنوان راهی برای پیشرفت‌های روحانی می‌نگرند.[۳]

اسطوره‌های جنسی

مجسمه‌ای از آفرودیته، الهه عشق، زیبایی و شور جنسی. بر اساس افسانه‌های یونانی آفرودیته هنگام افکنده شدن آلت تناسلی اورانوس به دریا برآمده‌است. از جمله کارکردهای اسطوره آفرودیته فهم و معنی بخشی به تجربیات جنسی بوده است.
فرهنگ‌های مختلف در مورد آمیزش جنسی اسطوره‌های مختلفی را تبیین کرده‌اند. بحث در مورد اسطوره‌های جنسی نیازمند تعریف کردن «اسطوره» می‌باشد. نزد اسطوره شناسان، تعریف «اسطوره» در معنای خاص آن، داستانی است که عموماً شخصیت‌های الهی یا شگفت‌انگیز در آنها رفتاری که از جهاتی شبیه رفتار انسان‌ها است، نشان می‌دهند. «اسطوره» در معنای عام آن، به سیستم تفکری اشاره دارد که یک گروه خاص از مردمان آن را به عنوان حقیقت پذیرفته و دیدگاه‌های مخالف آن را مردود می‌دانند، در حالی که مردمان فرهنگ‌های دیگر ممکن است آنرا به عنوان خرافات رد کنند.[۳۱]

در معنای عام آن، اسطوره‌های جنسی در تمامی جامعه‌ها وجود داشته و کارکردهایی مانند معنی دار کردن تجربیات جنسی شخصی، پاسخ به سؤالات بنیادین، و ارتباط دادن شخص با طرح کلی تر دنیا دارد. هنگام مواجهه با حس شدید جنسی، مردمان فرهنگ‌های مختلف ممکن است از تأثیر الهه آفرودیته و یا میزان سطح هورمونها جهت فهم و معنی بخشی به آن استفاده کنند. همچنین مواجه شدن به این واقعیت که بین رشد کردن و آب رفتن ماه در آسمان با عادت ماهانه و یا بارداری زنان ارتباط وجود دارد شگفت‌انگیز بوده‌است. بسیاری از فرهنگ‌های قدیمی جهت توضیح و فهم تجربیات خود از خدایان به عنوان نماینده‌های نیروهای طبیعی استفاده می‌جستند و با آنها رابطه برقرار می‌کردند. به عنوان مثال با درک اینکه غذای آنها از زمین خارج می‌شود، جهت ترغیب زمین به باروری «الهه زمین» را می‌پرستیدند و عموماً در مراسم مربوطه آداب آمیزش جنسی نیز بجا می‌آوردند. بگفته سارا دنین این نحوه برخورد نمادین و شاعرانه با طبیعت، بسیار متفاوت از اسطوره دنیای امروزی (در معنای عام آن) که روش علمی را تنها راه معتبر پرسیدن سؤال و یافتن پاسخ می‌داند، می‌باشد.[۳۱] داستانهای خلقت زیادی صحبت از خلق کیهان به دلیل آمیزش جنسی موجودات نخستین و یا استمنای یک موجود نخستین می‌کنند. یک کیهانشناسی رایج در مصر باستان خلقت را ناشی از رابطه جنسی خدای نخستین با دست خودش توصیف می‌کند.[۳] رابطه جنسی بین خدایان و زنان نوع بشر موضوعی است که در فرهنگ‌های مختلف بسیار به چشم می‌خورد. در برخی از فرهنگ‌ها، این واقعه افسانه‌ای در مراسمی مکرراً مطرح می‌شود و باور بر این است که این مراسم «قدرت» های روحانی‌ای را از یک الاهه به انسان منتقل می‌کند. در مراسمی با نام «رابطه جنسی با بوفالو» که میان شاین‌ها مرسوم است زنانی که ازدواج کرده‌اند با پیران قبیله رابطه جنسی برقرار می‌کنند تا این «قدرت» روحانی را به شوهران خود منتقل کنند. این مراسم در استمرار داستانی که در آن یک زن با روح بزرگ (که احتمالاً به شکل یک بوفالو ظاهر شده بود) رابطه جنسی برقرار کرد، مؤثر است. مراسم قربانی کردن اسب در ایرلند و هند نیز به داستان مشابهی از رابطه جنسی بین یک خدا و یک موجود فانی اشاره دارد.[۳]

ادیان خاص
کیش بودایی
متون مقدس بودایی هنگام بحث در مورد آمیزش جنسی عموماً تمرکز اصلی خود را بر مفاهیم «میل» و «قدرت» قرار می‌دهند. بوداییان امور شهوانی را جزوی از امیال طبقه‌بندی کرده و معتقدند که امیال (بهمراه تنفر و جهالت) وجود انسان را آلوده کرده و این آلودگی از طریق باززایی (یا تناسخ) ادامه می‌یابد. متون بودایی با این استدلال که جهت کاهش آرزوها، امیال باید تحت کنترل شخصی در آیند، بر لزوم پاکدامنی تأکید می‌کنند و این را در خروج از چرخه تولد مجدد مؤثر می‌دانند. بعلاوه اعتقاد بوداییان هندی بر این بوده یک راهب با اجتناب از آمیزش جنسی قدرتی روحانی بدست می‌آورد (در هند این دیدگاه رایج بوده که خروج منی باعث ضعیف شدن مرد می‌شود). بودایی‌ها از دست دادن انرژی هنگام آمیزش را «مرگ کوچک» نامگذاری کرده و رابطه جنسی یک راهب با یک زن را غیراخلاقی و نقض هنجار صومعه می‌دانستند. البته اجتناب از آمیزش از بوداییان معمولی غیر راهب انتظار نمی‌رفت. برخی از راهبه‌ها حتی تا آن حد پیش می‌رفتند که خود را اخته می‌کردند. صومعه در واکنش اخته کردن را محکوم کرد. آمیزش با حیوانات نیز برای راهبان ممنوع بود اگر چه حساسیت روی آن کمتر از حساسیت آمیزش با زن بود. خودارضایی نیز گناه بزرگی محسوب می‌شد که می‌توانست مجازات تبعید موقتی را به همراه داشته باشد. خودارضایی در نگاه بوداییان شکست معنوی، اسراف انرژی و نیروی حیاتی به حساب می‌آمد.[۳۲] موضوع دیگری که نگاه بوداییان به آمیزش جنسی را تحت تأثیر قرار می‌داد نگاه آنها به بدن انسان بود. در قرون اولیه، تا پیش از تأثیر تانترا در قرن چهارم میلادی، بوداییان بدن انسان را ناپاک می‌دانستند. خصوصاً بدن زن به دلیل جذبه شدید آن برای راهب‌ها و «آلوده شدن» آن با حیض بیش از بدن مرد مورد نکوهش قرار می‌گرفت.[۳۲]

تائوئیسم و کنفوسیانیسم

نقاشی چینی مربوط به دوره امپراتوری تانگ از آداب جنسی تائوئیسم که تائوئیست‌ها معتقد بودند انجامش تأثیرات مثبت جسمی و روحی دارد.
تائوئیسم و کنفوسیانیسم (از مذاهب چینی) همانند بقیه مذاهب طرفدار تربیت و رشد فرزندان بودند. بگفته کنفوسیوس یک مرد نجیب باید از خودش شرم بکند که یک زمین به علت نبود مردان کافی اسراف شود. البته دانشمندان کنفوسیانیسم نسبت به خطر جمعیت زیاد و منابع کم هشدار داده بودند. تائوئیسم طرفدار یک حکومت کوچک با جمعیت کم بود زیرا از دیدگاه آنان جمعیت زیادی می‌تواند نظم جامعه را به هم بزند. به همین دلیل آنها با برنامه‌های تنظیم خانواده و سقط جنین مخالفتی نداشتند. موضوع دیگری که به این امر کمک می‌کرد این دیدگاه بود که آمیزش جنسی اساساً برای باروری نیست و معتقد بودند که لذت جنسی مشروعیت و هدف خودش را دارد. آمیزش جنسی از دیدگاه آنان مشکلی نبود بلکه طبیعی بود. بگفته فیلسوف کائوتسه[۳۳] در کتاب منسیوس «ما بصورت طبیعی از غذا و آمیزش جنسی لذت می‌بریم».[۳۴]

تائوئیسم آمیزش جنسی را مقدس به حساب می‌آورد. این تقدس را می‌توان به عنوان مثال در لغاتی که برای رحم استعمال می‌شود (مانند «قصر بچه‌ها»، «اتاق خواب قرمز»، «حصار جواهر») که همچنین به معنی جاهای خاص و ارزشمندی می‌باشد، دید. همچنین گردن رحم با نام «قلب گل» و «درونی‌ترین گره» در زبان چینی خوانده می‌شود.[۳۵]

تکنیک‌های کنترل جنسی
دستورالعمل‌های چینی آمیزش جنسی مربوط به سلسله دودمان هان شرقی (از سال ۲۵ تا ۲۲۰ میلادی) به تکنیک‌های کنترل جنسی تائوئیست‌ها اشاره می‌کنند. این تکنیک‌ها روش‌هایی برای «تغذیه اصل حیات» در نظر گرفته می‌شد که بوسیله آن تائوئیست می‌توانست به جاودانگی برسد. بجز این تکنیک، دو دستورالعمل دیگر به نام‌های «تنفس جنینی» و دآاویین «ژیمناستیک» نیز انجام می‌شده که توصیف آن بر جا مانده‌است: اصولاً تکنیک فشار آوردن بر روی مجرای منی برای جلوگیری از خروج منی بوده‌است. اینگونه تصور می‌شده که این کار باعث می‌شود بذر به محل اولش بازگشته، به سمت مغز بالا رفته و نهایتاً بازیابی شود. همچنین تصور این بوده که مایه زنانه جذب مجدد می‌شود و به طولانی شدن عمر زن کمک می‌کند. در یکی از این آداب، توصیه شده بود که شرکت کننده شریک جنسی‌اش را تا جایی که ممکن است مکرراً عوض کند (متون بدست رسیده تا هزار شریک را ذکر می‌کنند ولی ده شریک به‌نظر میزان معمول بوده‌است). اگر چه کنفوسیانیسم این آداب را غیراخلاقی و مخرب سلامت در نظر می‌گرفت، این آداب تا قرن شانزده میلادی همچنان مرسوم بود.[۳]

یهودیت

بر اساس کتاب پیدایش پس از آن‌که خدا انسان را آفرید، به ایشان برکت داده و گفت: «بارور و زیاد شوید، زمین را پُر سازید، بر آن تسلط یابید.»

زوهر توصیه می‌کند که در هنگام آمیزش جنسی، تمامی افکار انسان باید به سمت «یهوه» رفته و از لذات بدنی دور شود. تصویر فوق مربوط به تصویر روی جلد اولین چاپ کتاب زوهر مربوط به سال ۱۵۵۸ میلادی است.
یهودیت بر خلاف مسیحیت و همانند اسلام، امتناع از آمیزش جنسی را ارزش بحساب نمی‌آورد. قانون خاخامی ازدواج و تولیدمثل را برای تمامی مردان لازم دانسته و حقوق ازدواجی به زنان می‌دهد. تنخ در جاهای متعددی راجع به تولیدمثل و موضوعات مربوطه به آن صحبت می‌کند. به عنوان مثال در کتاب پیدایش فصل یک،آیات ۲۸-۲۹ اینگونه بیان می‌کند:[۳۶]

پس خدا انسان را شبیه خود آفرید. او انسان را زن و مرد خلق کرد و ایشان را برکت داده، فرمود: «بارور و زیاد شوید، زمین را پُر سازید، بر آن تسلط یابید، و بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و همه حیوانات فرمانروایی آنید.»

تنخ همچنین مرز بین آمیزش جنسی مشروع و غیرمشروع را مشخص کرده و ازدواج با محارم، زنا، همجنسگرایی مرد، آمیزش با حیوانات و آمیزش با زنی که در عادت ماهانه است را ممنوع می‌کند. محققی بنام دیوید بیال معتقد است که انگیزه برخی از این قوانین جلوگیری در اختلال در تولید مثل و یا از بین بردن خطوط شجره نامه‌ای است. برخی از پیامبران در تنخ بت‌پرستی را بصورت استعاره‌ای «زنا علیه خدا» در نظر گرفته‌اند (کتاب هوشع۱-۲ ، کتاب حزقیال۱۶).[۳۶] داشتن آمیزش جنسی در روز شنبه ممنوع است.[۳۷] در سنت یهودی ضوابط خاصی برای رابطه جنسی در نظر گرفته شده: به عنوان مثال آمیزش باید با متانت و افتادگی باشد، و در تاریکی انجام شود در حالی که مرد بر روی زن است. اگر زن علاقه به آمیزش ندارد، یا اینکه خیلی مشتاق است نباید رابطه برقرار شود؛ البته در عین حال مرد باید نیاز جنسی زن را در نظر داشته باشد و اجازه محروم کردن زن از آمیزش را ندارد.[۳۸] بر اساس قوانین عهد عتیق تجاوز جنسی به زنی که ازدواج کرده مجازات مرگ دارد، تجاوز جنسی به زنی که مجرد است پرداخت پنجاه «شِکِل» به پدر دختر و ازدواج دختر با فرد تجاوز کننده می‌باشد.[۳۹]

در دوره متأخر دنیای باستان خاخامها محرک‌های جنسی را مشکل ساز دانسته و آن را «سیرت شیطانی» (به عبری: יצר הרע) نامیدند. دیوید بیال معتقد است که ممکن است این مفهوم تحت تأثیر فرهنگ یونانی آن زمان شکل گرفته باشد. البته خاخام‌ها معتقد بودند که در صورتی که این سیرت شیطانی هدایت صحیح بیابد در واقع منشأ ازدواج، ساختن خانه، بدنیا آوردن فرزند و خیرهای زیادی می‌باشد. خاخام‌ها تولیدمثل را برای تمامی مردان (و نه زنان) واجب کردند. دیوید بیال معتقد است ممکن است این دستور فقط برای مردان صادر شده باشد تا به مقابله با امتناع از ازدواج آن گروه از نخبگان خاخام‌ها بپردازد که ترجیح می‌دادند در خانه مانده و تمام وقت خود را به مطالعه بپردازند.[۳۶]

در دوران قرون وسطی، فلاسفه یهودی به سمت بی‌ارزش خواندن دنیای مادی و ارزش «روح» مقابل «جسم» متمایل شده بود و به عنوان مثال موسی بن میمون معتقد بود که آمیزش جنسی فقط باید برای تولیدمثل انجام شود و لذتی که به شخص به هنگام آمیزش می‌رسد را باید به حداقل رساند. استدلال موسی بن میمون این بود که ختنه بدین دلیل وضع شده که تمایل جنسی را هم از نظر جسمی و هم از نظر روحی کاهش دهد. به عقیده دیوید بیال این فلاسفه قرون وسطی تحت تأثیر دیدگاه‌های سیستم فلسفی ارسطو و فلسفه افلاطونی نوین قرار داشته‌اند.[۳۶]

متصوفین یهودی قرون وسطی هم مانند فلاسفه حس دوگانه‌ای نسبت به آمیزش جنسی داشتند. اما تفاوت آنها این بود که معتقد بودند نحوه صحیح آمیزش بین زن و مرد باعث می‌شود که تجلیات الاهی‌ای که در این دو قرار داده شده بروز پیدا کرده و باعث وحدت آنها شود. این نحوه صحیح آمیزش تنها در سایه پایبندی کامل به قوانینی که خداوند وضع کرده بدست می‌آید و در هنگام آمیزش تمامی افکار انسان باید به سمت خدا رفته و از لذات بدنی دور شود. به همین دلیل کتاب‌های معروف متصوفین یهودی مانند زوهر و همچنین اسحاق لوریا از تصاویر قوی جنسی استفاده می‌کردند. البته زوهر حتی کوچکترین تخلف جنسی مانند «انزال در حال خواب» را گناهی بزرگی می‌دید. داستان‌هایی از خاخام‌های حسیدی قرن هجدهم میلادی نقل شده که حتی از آمیزش جنسی درون ازدواج نیز امتناع می‌کردند.[۳۶]

غالب یهودیان در قرون وسطی آمیزش جنسی بین شوهر و همسر را اصلی‌ترین راه برای جلوگیری از آمیزش‌های نامشروع و یا تخیلات جنسی می‌دیدند. همچنین در زمان‌هایی در فرهنگ عامه مردم یهودی قرون وسطی آداب جنسی‌ای بوجود آمد که با قانون خاخامی سازگاری نداشته‌است.[۳۶]

مسیحیت

رهبران اصلاحات پروتستانی (در تصویر) ازدواج و آمیزش جنسی را هدیه خدا که باید از آن لذت برد تعریف کرده و دیدگاه سنتی مسیحیت در مورد «امتناع اجباری کشیش‌ها از ازدواج» را رد کردند.
کلیسای باستان در درون دنیای یونانی-رومی رشد پیدا کرد. جریان فکری کلیسای اولیه در مورد آمیزش جنسی از این جهت تحت تأثیر ارزش‌ها و ساختارهای دنیای یونانی-رومی قرار گرفت که می‌بایست به دیدگاه‌های رایج آن زمان پاسخ دهد؛ این پاسخ می‌توانست از طریق پذیرش، یا رد کردن ارزش‌ها و نحوه نگاه‌های موجود در آن جامعه باشد. در دنیای یونانی-رومی ساختار طبقاتی اجتماعی شدیدی حاکم بود و مردها تقریباً قدرت مطلقی بر زنان، فرزندها و برده‌ها داشتند؛ دیدگاه‌های فلسفی و مذهبی آن زمان ذات انسان را به بدن مادی (که شیطانی و معوج فرض می‌شد) و روح جاویدان غیرمادی (که پاک و ایده‌آل فرض می‌شد) تقسیم می‌کرد. رواقیون بر امتناع از لذات جسمی و امتناع از آمیزش جنسی تأکید داشتند. پدران کلیسای اولیه مانند ژروم، اریگن، ترتولیان و آگوستین ضمن تأیید خوبی ازدواج و تولیدمثل، بشدت از قدرت، شدت و لذت امیال و آمیزش جنسی ابراز نگرانی می‌کردند. آنها معتقد بودند که در هر فعالیت جنسی شهوت و در نتیجه گناه دخیل بوده، و به همین دلیل توصیه می‌کردند که از فعالیت جنسی تا جای ممکن (حتی برای افراد متأهل) اجتناب شود. باکرگی، اجتناب از ازدواج و پاکدامنی پس از ازدواج تشویق می‌شد.[۴۰]

تا اوایل قرن یازدهم میلادی ازدواج و تعدد زوجات برای کشیش‌ها ممنوع نبوده، در سال ۱۱۲۲ پاپ بندیکت هشتم برای حفظ اموال کلیسا هر گونه ازدواجی را برای کشیش‌ها ممنوع اعلام کرد و در سال ۱۱۳۹ پاپ اینوسنت دوم ازدواج همهٔ کشیش‌ها را باطل کرد و دستور داد تا همه کشیش‌ها همسران خود را طلاق دهند و پس از آن تنها به کسانی اجازه داده می‌شد کشیش شوند که ازدواج نکرده باشند و تا آخر هم عمر مجرد باقی بماندند.[۴۱]

رهبران اصلاحات پروتستانی دیدگاه سنتی مسیحیت در مورد «امتناع اجباری کشیش‌ها از ازدواج» را رد کرده، و ازدواج و آمیزش جنسی را هدیه خدا که باید از آن لذت برد تعریف کردند. رهبران اصلاحات همچنین دیدگاه سنتی که لذت آمیزش جنسی را ذاتاً چیز بدی می‌دید را رد کرده اگر چه به خطراتی که این نیرو می‌تواند داشته باشد اذعان داشتند.[۴۰]

امروزه اختلاف نظراتی در مورد نحوه تفسیر کتاب مقدس در مورد مسائل جنسی در دنیای مدرن وجود دارد. برخی از مسیحیان معتقدند که گفته‌ها و دستورالعمل‌های کتاب مقدس مطلق و جهانی بوده؛ برخی معتقدند که گفته‌ها و دستورالعمل‌های کتاب مقدس هیچ ربطی به مسائل و فهم مدرن مسائل جنسی ندارد؛ و گروهی دیدگاهی مابین این دو دارند و معتقدند که کتاب مقدس به مسائل سکس در قالب یک فرهنگ خاص پاسخ داده، و پس از فهم مناسب آن فرهنگ و یافتن اصول کلی‌تری که دستورالعمل‌ها در جهت برقراری آن حرکت می‌کردند، می‌توان بشکل انعطاف‌پذیری آن اصول کلی را به فرهنگ حال حاضر اعمال کرد.[۴۰]

اسلام
هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ … بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ

«ایشان پوشش شما و شما پوشش ایشان هستید… پس با ایشان درآمیزید و از خدا آنچه که برایتان مقدر کرده طلب کنید» (بقره ۱۸۷).

قرآن آمیزش جنسی را شیطانی و یا لزوماً موجب دلبستگی به دنیا در نظر نمی‌گیرد.
در حالی که قرآن شهوت برای زنان را به عنوان مثالی از شیفتگی به لذت‌های دنیا ذکر می‌کند (مثلاً آل‌عمران ۱۴)، آمیزش جنسی را شیطانی و یا لزوماً موجب دلبستگی به دنیا در نظر نمی‌گیرد. قرآن آمیزش جنسی را ویژگی مهمی از دنیای طبیعی دانسته و در مورد آن قوانینی وضع می‌کند. قرآن بصورت خاص لذت جنسی را تأیید کرده و آمیزش را تنها و تنها وسیله‌ای برای تولید مثل در نظر نمی‌گیرد. قرآن آمیزش را به حوزه نهادهای ازدواجی و برده‌داری منحصر کرده، ازدواج با محارم، زنا، فاحشگی، و رابطه همجنسگرایی مرد را محکوم کرده و مقاربت‌های جنسی ای که در عربستان قبل از اسلام موجود بوده را از طرقی تغییر داده و یا محدود کرده‌است.[۴]

از دیدگاه قرآن وجود جفت‌ها بخشی از نظم و ترتیب موجود در طبیعت است و شاهدی بر وجود خدا و یکتا بودن او می‌باشد («و از هر چیزی جفت خلق کردیم باشد شاید شما متذکر شوید»[ذاریات ۴۹]) و این اصلی است که انسان نیز مشمول آن است. قرآن می‌گوید: «و یکی از آیات او این است که برای شما از خود شما همسرانی خلق کرد تا به سوی آنان میل کنید و آرامش گیرید و بین شما مودت و رحمت قرار داد و در همین نشانه‌ها هست برای مردمی که تفکر می‌کنند.»[روم ۲۱] قرآن همچنین صحبت از آفرینش انسان از یک نفس واحد کرده: «اوست که شما را از یک تن آفرید و همسر او را از او آفرید تا بدو آرام گیرد» که به عقیده دوین استوارت (به انگلیسی: Devin J. Stewart) اشاره‌ای به این دیدگاه دارد که دلیل جاذبه بین زن و مرد این است که از یک نفس خلق شده‌اند، ایده‌ای که در آثار افلاطون و در متون یهودی دوران پس از تثبیت کتاب مقدس یافت می‌شود. البته قرآن از ذکر داستانی که در آن حوا از دنده آدم خلق می‌شود و سلسه مراتب مربوطه، اجتناب کرده و حدیثی هم موجود است که زنان را شقائق (نیمه) مردان توصیف می‌کند. آیه ۱۸۷ سوره بقره می‌گوید: «ایشان پوشش شما و شما پوشش ایشان هستید… پس با ایشان درآمیزید و از خدا آنچه که برایتان مقدر کرده طلب کنید.»[بقره ۱۸۷] امتناع از آمیزش جنسی و تجرد در اسلام هیچگونه ارزشی به حساب نمی‌آید. قرآن در نساء ۲۳ لیستی از آمیزش‌های جنسی غیر مشروع را ذکر کرده‌است. همچنین قرآن رسم قبل از پیدایش اسلام که به ارث بردن یا ازدواج با زنان پدر یک شخص بوده را ممنوع کرد.[۴]

به عقیده دوین استوارت اگر چه برخی از آیات قرآن صحبت از رابطه متقارن بین زن و مرد می‌کنند ولی آیات دیگری نشان می‌دهند که حقوق زن و مرد متفاوت می‌باشد. با استناد به اینکه خطاب قرآن در خیلی از آیات پیرامون آمیزش جنسی و ازدواج به مردان است، و به عنوان مثال به مردان چندهمسری را اجازه می‌دهد نتیجه می‌گیرد که هدف ازدواج ارضای نیازهای مردانه و ادامه نسل او از طریق مرد می‌باشد. البته دوین استوارت این را می‌افزاید که آیاتی نیز هستند که به زنان حقوق ازدواجی اعطا کرده و فرای مسئله تولید مثل، به نیاز آنها به آمیزش جنسی و بهره بردن از معاشرت توجه می‌کند.[۴] زنان مسلمانی مانند اسما بارلاس تفاسیری غیر مردسالارانه از قرآن ارائه کرده‌اند.[ف ۴]

در زیر این کلیپ را دانلود کنید:

دانلود و مشاهده فیلم در تلگرام ما

گردآوری : سایت خبری تفریحی خرگوش

اشتراک گذاری مطلب

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است - سایت تفریحی یک دوست
ارزانترین