استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص) | سایت تفریحی خبری خرگوش
دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند (کوروش کبیر)
خوش آمدید - امروز : سه شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۹۷
خانه » عکس های جذاب » بازیگران ایرانی و خارجی » استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)
استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

در این مطلب استیکرهای جدید و دیدنی از شهادت حضرت فاطمه (ص) برای تلگرام و واتساپ و شبکه های اجتماعی قرار داده شده است؛ خاطر نشان است که بعد از گرفات و دیدن این عکس ها برای یگانه باتوی هسای صبلوات بفرستید تا شاید ایت بانوی گران قدر برما و خاتواده ما تظری نهد و چشم ما را به مهدی آل محمد باز کتد.

نظر بادتون نره.

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

شهادت حضرت فاطمه

غکس شهادت حضرت فاطمه

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)|شهادت حضرت فاطمه (ص)

استیکر شهادت حضرت فاطمه (ص)

فاطمه دختر محمّد ملقب به زهرا (به عربی: فاطِمَهُ الزَّهراء بنت محمّد؛ زادهٔ ۲۰ جمادی‌الثانی بین ۳۵ تا ۴۵ عام‌الفیل برابر ۱۸ تا ۸ پیش از هجرت در مکّه – درگذشتهٔ ۱۳ جمادی‌الاول یا ۳ جمادی‌الثانی ۱۱ هجری قمری در مدینه) دختر محمّد و خدیجه، همسر علی بن ابی‌طالب، و مادر حسن بن علی و حسین بن علی است. او کوچک‌ترین دختر محمّد و تنها فرزندش بود که از خود فرزندانی باقی گذاشت، که به «سید» یا «شریف» مشهورند. در تاریخ تولد فاطمه اختلاف بسیاری هست. اما دو قول پنج سال پیش از بعثت و پنج سال پس از آن رایج‌تر است.

فاطمه در کودکی مستقیماً زیر نظر پدر و مادرش رشد یافت؛ و جوانیش را در دوران دشوار کار تبلیغی پدرش گذرانید. فاطمه در محاصرهٔ شعب ابی‌طالب مادرش را از دست داد. پس از هجرت به مدینه، در سال دوم هجری با علی بن ابی‌طالب ازدواج کرد و چهار یا پنج فرزند به دنیا آورد. در سال یازدهم هجری، پس از درگذشت پدرش، به دفاع از علی بن ابی‌طالب در جانشینی پیامبر پرداخت و خطبهٔ فدکیه را در مسجد پیامبر برای دفاع از حقّ خویش در مورد فدک ایراد کرد. او احتجاج‌های بسیاری با ابوبکر و عمر کرد، اما این احتجاج‌ها سودی نبخشید. در جریان این وقایع، عمر و گروهی از همراهانشان به‌قصد گرفتن بیعت به خانهٔ علی رفته و در آنجا با مقاومت علی و فاطمه و طرفدارانشان روبرو شدند. سرانجام فاطمه زهرا با خشم از ابوبکر و عمر و بی خرسندی از ایشان درگذشت. او نخستین کس از خانوادهٔ محمّد است که پس از محمّد درگذشت. تاریخ درگذشتش را از سی روز تا شش ماه پس از محمّد آورده‌اند، اما دو قول هفتادوپنج روز و نودوپنج روز رایج‌تر و معتبرتر است. محل دفن فاطمه زهرا نامشخص و مورد اختلاف است. با این همه، سه جای محتمل‌تر است: نخست در روضهٔ نبوی میان قبر و منبر پیامبر، دوم در خانهٔ خود فاطمه زهرا که اکنون در مسجد النبی قرار گرفته‌است، و سوم در قبرستان بقیع.

به‌گفتهٔ امیرمعزی، به‌رغمِ گزارش‌های مذهبی فراوانی که دربارهٔ فاطمه هست، آگاهی‌های تاریخی سخت اندک است و بیشترش تنها نکته‌هایی کم‌اهمیت از زندگی وی را نشان می‌دهد. وی از شخصیت‌های بسیار محترم نزد همه مسلمانان به‌ویژه شیعیان است. منابع اهل سنت شخصیت فاطمه را همچون بانویی پرهیزکار و باایمان می‌نمایند و همچون دختر پیامبر مسلمانان، زندگی زاهدانه و شخصیتش همچون الگوی تقوا را می‌ستایند. وی یکی از چهارده معصوم در نزد شیعیان دوازده‌امامی به‌شمار می‌رود که دارای مقامات ویژهٔ معنوی مانند طهارت و عصمت است. همچنین وی از اهل بیت محمّد و یکی از پنج تن آل عباست. فاطمه در رویداد مباهله نیز نقش داشته‌است. براساس احادیث و روایات اهل سنت و شیعه، ۱۳۵ آیهٔ قرآن دربارهٔ فاطمه است. سوره‌های «انسان»، «قدر» و «کوثر» و «آیات مباهله»، «تطهیر»، «نور» و «مودّت» برخی از این سُوَر و آیات هستند. مصحف فاطمه، خطبه‌های «فدکیه» و «عیادت»، «حدیث لوح فاطمه» و «دعای نور» از آثار به‌جای‌مانده از اویند.

زندگی فاطمه زهرا همزمان و هم‌مکان بوده با دورهٔ تبلیغ محمّد اسلام را. محمّد ۱۳ سال به تبلیغ اسلام در مکّه پرداخت. شمار اندکی به وی گرویدند که با مخالفت قبیلهٔ قریش و بعضی دیگر از قبیله‌های عرب روبه‌رو شدند و آزار دیدند.[۱] محمّد، رهایی از این وضع را، همراه پیروانش در سالی که سپس‌تر مبدأ تقویم هجری خورشیدی و هجری قمری شد، به شهر یثرب — که مدینهالنبی («شهر پیامبر») نامیده شد — هجرت کرد.[۲][۳] او در مدینه قبایلِ درحال ستیزِ اوس و خزرج را متّحد کرد و برپایهٔ مسلمانان مهاجر مکّه و باشندگان اصلی مدینه اجتماع و دولتی نوین تأسیس کرد که امّت نامید.[۴] پس میان مسلمانان و قبایل مکّه و هم‌پیمانانشان جنگ درگرفت، و سرانجام پس از هشت سال محمّد با پیروانش، که تا آن زمان به بیش از ده‌هزار می‌رسیدند، شهر زادگاهش را فتح کرد.[۵] پس از فتح مکّه رفته‌رفته بیشتر اهالی شبه‌جزیره عربستان به اسلام گرویدند و امّت اسلام به سراسر این سرزمین گسترش یافت.[۶] محمّد ده سال پس از هجرت، چند ماه پس از بازگشت از حجهالوداع، بیمار شد و درگذشت.
لغت «فاطمه» وصفی است از مصدر «فطم»؛ و «فطم» در زبان عربی به معنی بریدن، قطع‌کردن و جداشدن آمده‌است. این صیغه، که بر وزن «فاعله» معنای مفعولی می‌دهد، به معنی «بریده» و «جداشده» است.[۸] محمّد در پاسخ علی بن ابی‌طالب که از او دربارهٔ علت نام‌گذاری فاطمه پرسید، گفت: «چون او و پیروانش از آتش بریده شده‌اند.»[۹] ابن حجر هیتمی در الصواعق المحرقه و نسائی در سُنَن آورده‌اند: «خداوند او را فاطمه نامید چراکه او و دوستدارانش را از آتش جهنم قطع کرده‌است.» فتال نیشابوری در روضهالواعظین از جعفر صادق نقل کرده‌است: «فاطمه نامیده شد چون از بدی‌ها بریده شده‌است.»[۱۰] برای فاطمه نام‌های دیگری هم برشمرده‌اند که «صدّیقه»، «مبارکه»، «طاهره»، «زکیه»، «راضیه»، «مرضیه» و «زهرا» از آن‌جمله‌اند. یکی از مهم‌ترین کنیه‌های او «امّ ابیها»، به معنای «مادرِ پدرش»، است.
سرگذشت:
نسب

پدرِ فاطمه، محمّد، پیامبر اسلام، از خاندان بنی‌هاشم از قبیلهٔ قریش بود. بنی‌هاشم از خاندان‌های برجسته و نژاده ولی تهیدست در مکّه بود.[۱۲] مادرِ فاطمه خدیجه بنت خویلد بود. پدرش، خویلد، رئیس طایفهٔ اسد بود، و طایفهٔ اسد از طوایف قریش. خدیجه پیش از اسلام از زنان برجستهٔ قریش به‌شمار می‌رفت، تا جایی که وی را سرور زنان قریش می‌خواندند. وی دارایی فراوانی داشت و با آن بازرگانی می‌کرد. بنابر قول مشهور، وی پیش از ازدواج با محمّد دو بار شوهر کرده‌بود و از آن مردان صاحب دو پسر و یک دختر شده‌بود. محمّد، بنابر درخواست عمویش، ابوطالب، عامل بازرگانی خدیجه در سرپرستی کاروانش به شام شد؛ و پس از آن با وی ازدواج کرد. خدیجه، بنابر قول مشهور، در هنگام ازدواج با محمّد چهل سال داشت. اما به روایت ابن سعد از ابن‌عباس بیست‌وهشت‌ساله بوده‌است.[۱۳]
از تولد تا جوانی

در تاریخ تولد فاطمه اختلاف‌نظر وجود دارد و بین ۵ سال پیش از آغاز پیامبری محمّد تا ۵ سال پس از آن متفاوت ذکر شده‌است.[۱۴] طبق یکی از گمانه‌ها که نظر عموم سیره‌نویسان و تاریخ‌نگاران اهل سنت ازجمله ابن سعد، طبری، ابن اثیر، ابوالفرج اصفهانی و ابن اسحاق است، تولد وی مصادف با سال بازسازی کعبه در پنج سال پیش از بعثت برابر با سال ۶۰۴ میلادی بوده‌است. بلاذری نیز بر همین نظر است.[۱۵] هرچند درصورت درستی این تاریخ، سن ازدواج فاطمه بالاتر از ۱۸ سال نشان داده می‌شود، که این امر در سرزمین عربستان در آن دوران، غیرمعمول به‌نظر می‌رسد.[۱۶] برخی منابع نیز تولد او را پیش از بعثت می‌دانند بدون آن‌که به سال و ماه آن اشاره داشته‌باشند. اما نظرهای دیگر یک سال پس از بعثت یا ۵ سال پس از بعثت، برابر با سال ۶۱۵ میلادی، و سه سال پس از معراج است.[۱۷] نظر مشهور منابع شیعه، تاریخ ولادت وی، پنج سال بعد از بعثت است. اما یعقوبی و شیخ طوسی آن را مصادف با سال بعثت می‌دانند. برخی محدثان شیعه، تاریخ ولادت را در سال معراج محمّد، روایت کرده‌اند، اما در خود تاریخ معراج اختلاف است و آن را از دو سال پس از بعثت تا شش ماه پیش از هجرت گزارش کرده‌اند[۱۸] و با توجه به داستان تولد فاطمه،[یادداشت ۱] زمان تولد او را بین ۲ یا ۵ سال پس از بعثت عنوان می‌کنند.[۱۹][یادداشت ۲]

فاطمه در بسیاری منابع، چهارمین فرزند دختر محمّد، پس از زینب، رقیه و ام‌کلثوم شمرده می‌شود. البته، به‌عقیدهٔ برخی از محققان شیعه مانند سید جعفر مرتضی عاملی، او تنها دختر محمّد است.[۲۰] فاطمه تنها فرزند محمّد بود که به‌اندازه‌ای عمر کرد که فرزندانی از خود باقی بگذارد.[۲۱]

پس از تولد فاطمه، خدیجه پرستاری از او را شخصاً به‌عهده گرفت و این برخلاف سنت معمول آن زمان بود که مردم مکه فرزندان تازه‌به‌دنیاآمدهٔ خود را به دایه‌هایی از روستاها و بادیه‌نشینان اطراف می‌سپردند.[۲۲] او ایام جوانی را تحت حمایت والدین خود در مکه و در دورانی که قریش مشکلات و رنج‌های زیادی برای پدرش بابت تبلیغ اسلام به‌وجود آورده‌بودند، گذراند.[۲۳] فاطمه سه سال پیش از هجرت در خلال محاصرهٔ شعب ابی‌طالب، مادر خود را از دست داد.[۲۴]

چند روز پس از هجرت محمد به مدینه، مقارن با ۶۲۲ میلادی، فاطمه زهرا به‌همراه فاطمه بنت اسد، فاطمه بنت زبیر بن عبدالمطلب و احتمالاً سوده و ام‌کلثوم بنت محمد در کاروانی به‌سرپرستی علی بن ابی‌طالب از مکه به مدینه هجرت کرد و در قبا به پدرش پیوست.[۲۵]
ازدواج
نوشتار اصلی: زندگی زناشویی فاطمه زهرا

پس از هجرت محمد از مکه به مدینه، عمر و ابوبکر و چند تن دیگر خواستار ازدواج با فاطمه بودند، اما محمّد پیشنهاد ازدواج آن‌ها را نپذیرفت و گفت که برای این موضوع منتظر فرمان خداست.[۲۶][۲۷] مدت کمی پس از هجرت، محمّد به علی گفت که خداوند به وی فرمان داده‌است که دخترش، فاطمهٔ زهرا، را به ازدواج وی درآورد.[۲۸]

علی به‌سبب فقرش جرأت پاپیش‌گذاشتن نداشت و این محمّد بود که کار را بر علی آسان نمود. محمّد به او گفت که علی صاحب زرهی است که اگر آن را بفروشد، می‌تواند پول کافی برای مهر فاطمه تهیه نماید. علی با فروش زره و وسایلی دیگر و شتر یا میش حدود ۴۸۰ درهم فراهم نمود، که مبلغ خیلی معمولی بود. به‌توصیهٔ محمّد یک‌سوم تا دوسوم مبلغ خرج عطریات شد و بقیه صرف خرید ضروریات منزل گردید. آن‌گاه، محمّد فاطمه را از قولی که به علی داده‌بود، آگاه نمود. به‌گفتهٔ ابن سعد، فاطمه چیزی نگفت و محمّد این را نشانهٔ رضا دانست.[۲۹] برخی نویسندگان شیعه مانند شیخ طوسی گفته‌اند که وقتی علی فاطمه را از محمّد خواستگاری کرد، محمّد به او گفت قبل از تو نیز چند نفر این تقاضا را داشتند؛ ولی هرگاه من به فاطمه می‌گفتم اظهار بی‌میلی می‌کرد، چند لحظه صبر کن تا من نزد او بروم و برگردم. سپس خواستگاری علی را به گوش فاطمه رسانید. فاطمه ساکت ماند و صورتش را برنگرداند و محمّد کراهتی در چهره‌اش ندید و به‌همین دلیل آن را نشان بر رضا دانست.[۳۰] ولیری می‌گوید مطابق سایر منابع فاطمه اعتراض می‌کند و محمّد مجبور می‌شود که دخترش را این‌گونه راضی کند که علی کسی است که از فضل و خویشاوندی و اسلام او آگاهی دارد و او اولین کسی بوده که اسلام آورده‌است.[۳۱] دنیس سوفی روایت گلایهٔ فاطمه در ازدواج با علی — و به‌دنبال آن برشمردن صفات خوب علی از جانب محمّد — را در زمرهٔ روایت‌های مناقشه‌برانگیزی می‌داند که مقصود آشکار آن، استخراج مدح برای علی است.[۳۲] علی خانه‌ای نزدیک محمّد برای فاطمه ساخت. اما فاطمه خانه‌ای نزدیک‌تر به پدر از علی خواست و به‌همین‌سبب یکی از اهالی مدینه به‌نام حارثه بن نعمان خانهٔ خود را به زوج جوان بخشید.[۳۳]

منابع درخصوص سال و ماه برگزاری مراسم ازدواج اختلاف دارند. ازدواج با تأخیری چند ماهه از عقد، در سال اول یا دوم هجرت رخ داده‌است. به‌روایتی ازدواج پس از بازگشت علی از غزوه بدر انجام شد و علی در این زمان ۲۵ سال داشت، اما سن فاطمه دقیقاً مشخص نیست. بنابر سنتی که محمّد معین نمود، برای مراسم ازدواج ولیمه داده شد و علی گوسفندی را برای آن سربرید. مسلمانان در میهمانی شرکت کردند. در شب زفاف محمّد به خانه آن‌ها رفت و درخواست ظرف آبی کرد. دست‌هایش را با آن شست و مقداری از آب را مزمزه کرد. سپس، مقداری را روی سر و شانه و سینهٔ علی و فاطمه ریخت. درآخر، در حق‌شان دعا کرد و آن‌ها را تبرک نمود.[۳۴]

سید حسین نصر می‌گوید ازدواج علی با فاطمه، دارای اهمیت معنوی خاصی برای تمام مسلمانان است. زیرا به‌عنوان ازدواجی میان مهم‌ترین شخصیت‌های مقدس از خویشان محمّد تلقی می‌گردد. محمّد که تقریباً هر روز به دیدار دخترش می‌رفت، با این ازدواج به علی نزدیک‌تر شد و یک بار به وی گفت که تو برادر من در این دنیا و آخرت هستی.[۳۵] به‌نوشتهٔ ویلفرد مادلونگ خانواده‌ای که از ازدواج این دو تشکیل شد، مکرراً از سوی محمّد موردستایش قرار می‌گرفت و محمّد از آن در واقعه‌هایی مانند رویداد مباهله و حدیث آل عبا، به‌عنوان اهل بیت یاد کرد. در قرآن نیز در موارد متعددی مانند آیهٔ تطهیر، از اهل بیت به بزرگی یاد شده‌است.[۳۶]
زندگی زناشویی با علی

زندگی زناشویی علی و فاطمه همراه با همکاری بود. در آغاز زندگی آنان نزد پیامبر رفتند و از او درخواست کردند تا کارهای خانه را میان‌شان قسمت کند. پیامبر کارهای بیرون از خانه را به علی سپرد و کارهای درون خانه را به فاطمه واگذارد. فاطمه زهرا از این تقسیم کار و به‌خاطر‌ معاف‌شدن از کارهای بیرون از خانه، بسیار خوشحال شد. او آن‌گونه در خانه کار می‌کرد و سختی می‌کشید که علی ناراحت می‌شد. دراین‌باره روایات متعددی دربارهٔ مشاهدهٔ کارهای سخت فاطمه زهرا از سوی صحابهٔ پیامبر و کمک آنان به او نقل شده‌است. درکنار این‌ها، همسرداری او نیز به‌گونه‌ای بود که با شناخت نسبت به جایگاه علی بن ابی‌طالب و نقش او در پیشبرد اسلام، او را در این راه یاری می‌کرد و پیگیر اوضاع سیاسی و اجتماعی روز نیز بود؛ و درهمان‌حال و در غیاب او در زمان نبرد، همهٔ کارهای داخل و خارج خانه را عهده‌دار می‌شد. و دربرابر، علی نیز درهنگام بازگشت و حضور در خانه، جویای حال فاطمه می‌شد.[۳۷]

بااین‌که چندهمسری مجاز بود، علی در زمان حیات فاطمه، با زن دیگری ازدواج نکرد.[۳۸] رابطهٔ زناشویی علی و فاطمه رابطهٔ ویژه‌ای بود و تک‌همسری علی تا پایان عمر فاطمه نشانه‌ای بر این امر است. منابع اهل سنّت این مسئله را — که چرا علی تک‌همسری را در زندگی با فاطمه اختیار کرده — با روایتی توضیح می‌دهند که در آن علی از دختر ابوجهل خواستگاری می‌کند، ولی پیامبر به او این اجازه را — به‌این‌دلیل که باعث ناراحتی فاطمه می‌شود — نداد. سه نسخهٔ مشهور این حدیث توسط مِسوَر بن مَخرَمه روایت شده‌اند که در هنگام وفات پیامبر حدود نُه سال داشته‌است. دنیس سوفی برخی از این روایت‌ها در راستای بدنام‌کردن علی و برخی دیگر را درجهت تثبیت اعتقادات اهل سنّت می‌داند.[۳۹] و به نظر جعفر شهیدی سندیت ماجرای خواستگاری را «ضعیف» و «بدون پایهٔ استوار» است، چرا که راوی در آن زمان کودک بوده و الفاظی را به‌کار می‌برد که اشاراتی نامنطبق با اطلاعات تاریخی دارد مانند زنده‌بودن ابوجهل در زمان ماجرا.[۴۰] سید علی میلانی در کتاب سلسله اعرف الحق تعرف اهله، حدیث خطبه علی بنت أبی‌جهل از مجموعهٔ کتاب‌های الرسائل العشر فی الاحادیث الموضوعه فی کتب السنه با بررسی دقیق این حدیث در منابع صحاح، مسندها و معجم‌های متأخر، اسناد و طرق آن و بررسی روایت مِسوَر بن مَخرَمه، متن روایت و مدلول آن، به این نتیجه می‌رسد که این، حدیثی ساختگی از سوی آل زبیر بوده‌است.[۴۱]

به‌گفتهٔ ولیری در دانشنامهٔ اسلام، زندگی فاطمه با علی همراه با اختلافات و کشمکش‌هایی بین این زوج بود و رفتار علی با فاطمه همراه با «شده» و «غلاظ» بوده‌است. در این موارد فاطمه برای شکایت پیش محمّد می‌رفت.[۴۲] امیرمعزی با توجه به گزارش دو عالم اهل سنت، احمد بن حنبل در کتاب مسند و بخاری در کتاب صحیح می‌گوید که در چندین مورد محمّد مجبور به دخالت شد که احتمالاً به‌خاطر تلاشِ علی برای ازدواج مجدد بوده‌است.[۴۳] ورنا کلم به‌استناد طبقات اثر ابن سعد، نوشته‌است که فاطمه یک بار از درشتی کلام علی آزرده شد، به پدرش برای میانجی‌گری رجوع کرد که درنتیجهٔ آن علی سوگند یاد کرد دیگر کاری خلاف میل فاطمه انجام ندهد.[۴۴] دنیس سوفی معتقد است در روایت‌های شکایت‌بردن فاطمه به پیامبر، از فاطمه به‌عنوان وسیله‌ای برای بالابردن شأن علی استفاده شده‌است. چراکه گلایه‌ها از علی، مقدمه‌ای برای مدح علی می‌شوند. درواقع، هرگاه فاطمه مشکل یا نگرانی در زندگی دارد، از تحسین علی برای آرام‌کردن او استفاده می‌شود. او با اشاره به این‌که صفات برشمرده‌شده از علی در برخی از این احادیث، مشابه صفاتی هستند که در احادیث مربوط به ازدواج برای متقاعدکردن فاطمه استفاده شده‌اند، این احادیث را صرفاً ابزاری روایی برای مدح علی می‌داند. به‌زعم او دلیل حذف‌نشدن این احادیث — با وجود تعارض با دیگر احادیث شیعه که در آن از ازدواج علی و فاطمه با عنوان الهی یاد می‌شود — همانا استفاده‌ای است که از این احادیث برای بالابردن سیمای علی در دعوای شیعه و سنّی در مسئلهٔ خلافت می‌شود.[۴۵] ازسوی‌دیگر، در گزارش‌هایی در منابع مانند کشف‌الغمه از قول علی چنین آمده که محمّد در شب ازدواج به او گفت که با فاطمه با لطف و مدارا رفتار کند، چراکه فاطمه پارهٔ تن اوست و کسی که او را بیازارد، محمّد را آزار داده‌است؛ و پس از آن علی سوگند خورده که تا هنگامی که فاطمه زنده بود، باعث خشم او نشده و فاطمه نیز کاری نکرده که علی خشمگین شود؛ و نگاه به چهرهٔ فاطمه، برطرف‌کنندهٔ غم و اندوه علی بوده‌است.[۴۶] هم‌چنین گزارش‌های شیعی مشابه این سخنان را در ساعت‌های پایانی زندگی فاطمه زهرا روایت می‌کنند. آن‌گونه‌که فاطمه خطاب به علی از عدم‌دروغگویی، خیانت‌نکردن و عدم‌مخالفت خود با دستورهای علی در طول زندگی زناشویی می‌گوید؛ و علی در پاسخ، پناه به خدا می‌برد که فاطمه در خانهٔ او رفتار ناپسندی داشته بوده‌باشد، چراکه خداترسی و نیکوکاری و تقوای فاطمه بیش از آن است که بتوان بر آن خرده‌ای گرفت.[۴۷]

مطابق منابع شیعه، علی در پاسخ محمّد — که از او دربارهٔ فاطمه پرسید — فاطمه را بهترین یاور در اطاعت خدا دانست؛ و فاطمه نیز در پاسخ پرسشی مشابه، علی را بهترین شوهر معرفی کرد. در برخی روایات آمده که فاطمه در پاسخ محمّد دربارهٔ این پرسش، می‌گوید که علی بهترین مردان است، اما زنان قریش به او کنایه می‌زنند که علی تهیدست است. محمّد در پاسخ فاطمه می‌گوید که پدر و شوهرش فقیر نیستند و با آن‌که ثروت‌های زمین را به او پیشنهاد کردند، او آخرت را بر دنیا ترجیح داد؛ و علی نیز کسی است که زودتر از دیگران اسلام آورده و علم و بردباری و عقل او از همهٔ مردم برتر است و خدا از بین همهٔ انسان‌ها، او و علی را برگزید؛ و سپس به فاطمه سفارش کرد که قدرشناسی علی را کند و از او سرپیچی نکند. درمقابل، محمّد به علی گفت که با فاطمه با مدارا و محبت رفتار کند و این‌که فاطمه پارهٔ تن اوست و هرکه فاطمه را بیازارد، او را آزرده و هرکه فاطمه را خشنود کرده محمّد را خشنود کرده‌است.[۴۸]

به‌گفتهٔ ولیری یکی از تعابیر کنیهٔ ابوتراب — از کنیه‌های علی — این است که روزی پس از مجادله با فاطمه، علی به‌جای پاسخ به خشم فاطمه خاک بر سر خویش پاشانده‌است. محمّد با دیدن این صحنه علی را ابوتراب نامید.[۴۹][۵۰] به‌گفتهٔ علامهٔ امینی در الغدیر، این کنیه را پیامبر آن‌گاه که دید او بر روی زمین خوابیده و خاک بر پهلوی او نشسته‌است به او داد. به‌گفتهٔ امینی ابوتراب از محبوب‌ترین القاب علی بود و این لقب از طرف محمّد پیش از ازدواج علی — در جمادی‌الاول یا جمادی‌الثانی سال دوم هجرت در غزوهٔ عشیره یا روز پیوند برادری میان مسلمان — به او داده شده‌است.[۵۱]

به‌گفتهٔ جعفر شهیدی اگرچه موضوع میانجی‌گری محمّد میان علی و فاطمه، در نوشته‌های تاریخ‌نویسان امروزی و در منابع اولیه — هم در منابع سنی و هم در منابع شیعه — آمده‌است، علمای شیعه مانند مجلسی و صدوق احتمال صحت این روایات را پائین دانسته‌اند. از دید آنان منش علی و فاطمه با یکدیگر چنان نبوده که میان‌شان چنان رنجشی رخ دهد که نیاز به میانجی افتد. به‌نوشتهٔ جعفر شهیدی، نسبت اختلاف میان علی و فاطمه بدان حد که کار به داوری محمّد میان آنان بینجامد، با اعتقاد شیعیان مبنی بر عصمت علی و فاطمه مغایرت دارد.[۵۲] ازسوی‌دیگر، منابع شیعی گزارش می‌کنند که فاطمه هرگز بی‌اجازهٔ علی از خانه بیرون نرفت و علی را هیچ‌گاه خشمگین نکرد. او هیچ‌گاه به علی دروغ نگفت و هرگز خیانت نکرد؛ و از علی نیز نقل شده که هرگز فاطمه را خشمگین نکرد و فاطمه نیز او را هیچ‌گاه خشمگین ننمود.[۵۳]
تنگدستی در سال‌های آغازین ازدواج

علی و فاطمه زندگی فقیرانه‌ای را آغاز کردند. زیراندازشان پوست گوسفندی بود که شب بر رویش می‌خوابیدند و روز به شتر آبکش خود بر روی آن علوفه می‌دادند. رواندازشان نیز تکه‌عبای مندرسی یمنی بود که درازایش نمی‌رسید که هم‌زمان روی سر و هم پاشان را بپوشاند. بالشی از چرم داشتند که درونش با لیف خرما پر شده‌بود. ولیری می‌گوید دلیلی نیست که احادیث دربارهٔ فقر فاطمه و علی را رد کرد. ولی این فقط مربوط به سال‌های آغازین ازدواجشان است – یعنی دوره‌ای که بسیاری از اعضای اجتماع مسلمانان همچون علی و فاطمه تنگدست بودند. پس از فتح خیبر در سال هفتم ه‍.ق بود که روزگار عسرت این زوج به سر آمد؛ زیرا توانستند، همچون مسلمانان نمونه، سهمی از محصولات فدک را بگیرند.[۵۴] به‌گفتهٔ کارن رافل سرسختی فاطمه در تنگدستی الگویی از بهر شیعیان است تا با ایمان به خدا با رنج‌های زندگی درآویزند.[۵۵]
تسبیحات فاطمه
نوشتار اصلی: تسبیحات فاطمه زهرا

در سال‌های اول ازدواج، علی پول کمی کسب می‌کرد. او از چاه آب می‌کشید و مزارع دیگران را آبیاری می‌کرد. فاطمه نیز خود خدمتکاری نداشت و خود غلات را با دست آسیاب می‌کرد و بر اثر کار دستانش تاول زده‌بود. روزی علی خبردار می‌شود که پیامبر چند برده دریافت کرده‌است. علی، فاطمه را می‌فرستد تا یکی از این برده‌ها را از پدرش دریافت نماید. فاطمه پیش پدر می‌رود، اما در خود این را نمی‌بیند که چنین درخواستی نماید. سرانجام علی خود به‌همراه فاطمه راهی منزل پیامبر می‌شود، اما درخواست او از طرف پیامبر رد می‌شود. پیامبر به آن‌ها گفت که «او نمی‌تواند اجازه دهد که اصحاب صفه از گرسنگی رنج بکشند» و «من باید برده‌ها را بفروشم و پول آن‌ها را صرف کمک به آن‌ها کنم». پیامبر درعوض، ذکری که به تسبیح فاطمه زهرا معروف است را به زوج جوان می‌آموزد. گویند علی هیچ‌گاه پیش از خواب، گفتن این ذکر را ترک نمی‌کرد.[۵۶]
فعالیت‌های اجتماعی و سیاسی

به‌نظر می‌رسد که فاطمه تنها در سه کار سیاسی مهم دخالت داشته که در همه منابع شیعه و سنّی، هرچند به روایات گوناگون، ثبت شده‌است. نپذیرفتن محافظت از ابوسفیان پس از فتح مکه، دفاع دلیرانه از علی پس از درگذشت محمّد و مخالفت با گزیدن ابوبکر به خلیفگی و منازعات خشن با عمر، و سرانجام ادّعای مالکیت بر میراث پدر و ستیهندگی با ابوبکر به‌ویژه دربارهٔ فدک و سهم خیبر که ابوبکر کلّاً نپذیرفت.[۵۷] هم منابع تاریخی و هم منابع دینی مشارکت فعّال فاطمه در منزل و در اجتماع را ثبت کرده‌اند، و او را اهل زهد و کنار نهادن امور دنیا ندانسته‌اند. دانش حقوقی فاطمه و دادخواهی او نشانهٔ حضورش در امور اجتماعی است.[۵۸]
رویداد خانهٔ فاطمه
نوشتار‌های اصلی: رویداد خانه فاطمه زهرا و جانشینی محمد

رویداد خانهٔ فاطمه (به عربی: حَرق دار)، به روایاتی اشاره می‌کند که براساسش ابوبکر پس از برگزیدگی به خلیفگی مسلمانان همراهِ گروهی ازجمله عمر به‌قصد گرفتن بیعت به خانهٔ علی می‌رود و آن‌جا با مقاومت علی و فاطمه روبه‌رو می‌شود. به‌نوشتهٔ ویلفرد مادلونگ پس از این‌که در سقیفه با ابوبکر همچون خلیفه بیعت می‌شود، علی و هوادارانش که عباس بن عبدالمطلب و بنی‌هاشم و زبیر از ایشان بودند در خانهٔ فاطمه گرد می‌آیند.[۵۹] عمر «تهدید» می‌کند که اگر پیروان علی بیرون نیایند و با ابوبکر بیعت نکنند، خانه را به آتش می‌کشد. گواه‌هایی هست که پس از خروج حامیان علی، خانهٔ فاطمه تفتیش شده‌است.[۶۰] به‌عقیدهٔ لئورا وچا ولیری، حتی اگر به این داستان شاخ‌وبرگ داده شده‌باشد و جزئیاتی ساختگی به آن افزوده شده‌باشد، ریشهٔ تاریخی آن را نمی‌شود نادیده گرفت.[۶۱]

سید جعفر شهیدی، نویسندهٔ شیعه، تهدید به آتش‌زدن را تأیید می‌کند. از نظر او با توجه به این‌که شیعیان یا گروه‌های سیاسی موافقشان در نخستین سالیان هجرت نیرویی نداشته‌اند، جعل روایات مربوط به این رویداد ناممکن می‌نماید. به‌علاوه می‌گوید که بعضی از این روایات در نوشتارهای مغرب اسلامی هم آمده‌است.[۶۲] اما در این باره که «آیا بازوی دختر پیغمبر را با تازیانه آزرده‌اند»، یا «می‌خواسته‌اند با زور به درون خانه راه یابند و او که پشت در بوده‌است، صدمه دیده» می‌نویسد «در آن گیرودارها ممکن است چنین حادثه‌هایی رخ داده‌باشد».[۶۳] به‌گفتهٔ دنیس سوفی، روایتِ طبری از گفتهٔ ابوبکر در بستر وفات که «کاش خانهٔ فاطمه را، اگر هم به قصد جنگ بسته‌بودند، برنگشوده‌بودم» به‌طور غیرمستقیم به این معناست که خانهٔ فاطمه ممکن بوده به‌زور باز شده‌باشد.[۶۴]
اختلافات مالی با ابوبکر
نوشتار‌های اصلی: فدک و خطبه فدکیه

پس از وفات پیامبر اسلام، کشمکشی بین ابوبکر، خلیفهٔ وقت، ازیک‌سو و فاطمه و عباس، عموی محمّد، ازسوی‌دیگر بر سر اموال محمّد به‌وجود آمد. به‌گفتهٔ ولیری در دانشنامهٔ اسلام، این اختلاف بر سر اموالی مانند فدک و سهمی از خیبر بود. فاطمه و عباس ادعای تملک و به‌ارث‌رسیدن این اموال را داشتند. اما ازدیگرسو ابوبکر از دادن این اموال به آنان سر باز زد با این استدلال که پیامبر به او گفته‌است که اموال او به ارث نمی‌رسد و باید صرف صدقه شود. بررسی احادیث نشان می‌دهد که در طی دو مرحله، فاطمه در این مورد با ابوبکر به جدال پرداخت که در مرحلهٔ اول عباس نیز در این اختلاف حضور داشت.[۶۵] در برخی منابع اهل سنت مانند طبری به مصادرهٔ فدک، اعتراض فاطمه، پاسخ ابوبکر و خشم فاطمه نسبت به او اشاره شده یا برخی مانند بلاذری مفصل‌تر موضوع را نقل کرده‌اند. اما بیشتر آن‌ها از دید میراث به آن نگریسته‌اند و با گزارش گفتهٔ ابوبکر موضوع را ختم کرده‌اند و گاهی تا جایی پیش رفته‌اند که گفته‌اند فاطمه پس از شنیدن استدلال ابوبکر از اعتراض دست کشید. ازسوی‌دیگر، پژوهشگران شیعه براساس منابع اهل سنت، گزارش‌های احتجاج‌های فاطمه زهرا را نقل کرده‌اند. آنان برپایهٔ همین منابع نشان داده‌اند که پس از مصادرهٔ فدک به‌دست ابوبکر، فاطمه زهرا بارها با او و در منظر عمومی احتجاج کرده‌است. در یکی از این گزارش‌ها که در حضور مهاجر و انصار انجام شده، فاطمه گفته که فدک هبهٔ پیامبر است و بر این گفتهٔ خویش، علی، حسن، حسین و ام‌ایمن را شاهد آورد؛ و پس از آن ادامه داده که حدیث مورداستناد ابوبکر را نه‌تنها کسی نشنیده، بلکه برخلاف نص صریح قرآن است. اما این استدلال‌ها مورداعتنا واقع نشد.[۶۶]

ویلفرد مادلونگ می‌گوید ابوبکر بدین‌ترتیب، نه‌تنها اموال خاندان محمّد را از اختیار آن‌ها درآورد، بلکه اظهار کرد که اگر آن‌ها نیاز مالی داشته‌باشند صدقه بگیرند. این کار در مخالفت قطعی با سنت محمّد بود که خاندانش را به‌جهت موقعیت طهارت از پذیرش صدقه منع کرده‌بود. هم‌چنین، بدین‌ترتیب پرداخت سهم ویژهٔ (خمس) آن‌ها از غنائم و فیء هیچ توجیهی نداشت. علاوه‌برآن، این حدیث که ابوبکر طرح کرد، به ابوبکر این اعتبار را می‌داد که محمّد به او دستورهای ویژه‌ای برای خلافت پس از خود داده‌است. چنان‌که عایشه می‌گوید، فاطمه پس از آن ابوبکر را ترک کرد و تا شش ماه بعد که از دنیا رفت با وی سخن نگفت. علی نیز، فاطمه را شبانه دفن کرد و به خلیفه اطلاع نداد.[۶۷] به‌طور طبیعی موضع شیعیان بر این است که این اموال متعلق به فاطمه‌است و آن‌ها توسط ابوبکر غصب شده‌است.[۶۸] سید جعفر شهیدی، از افراد غیرشیعه‌ای چون ابن ابی الحدید و نقیب بصری یاد می‌کند که به نقل رویداد خطبهٔ فدکیه پرداخته‌اند. او با این استدلال که این افراد — اهل سنت معتزلی — سودی از جعل این روایات نمی‌بردند، رویداد دعوای حقوقی فدک را صحیح می‌داند.[۶۹]

افزون‌بر این احتجاج‌ها، گزارش‌های واگذاری مجدد فدک به فاطمه یا فرزندان او در کتاب‌های تاریخ و حدیث اهل سنت و شیعه، دلیل روشنی بر حقانیت دعوی فاطمه از سوی پژوهشگران شیعه دانسته شده‌است، مانند گزارش نوشتن سند مالکیت فدک برای فاطمه از سوی ابوبکر،[یادداشت ۳] و پس از او، بازگرداندن فدک به فرزندان فاطمه در دوره‌های گوناگون توسط عمر بن عبدالعزیز اموی، سفاح عباسی، مهدی عباسی و مأمون عباسی. برخی از اهل سنت، مصادرهٔ فدک را اجتهاد دانسته‌اند. اما شیعه با توجه به این‌که این مصادره، تنها مصادرهٔ ابوبکر بوده و ازسوی‌دیگر بخشش‌های فراوانی از بیت‌المال برای مستحکم‌کردن خلافت در منابع گزارش شده، با نکوهش این کار، رنجاندن فاطمه را — که با توجه به حدیث پیامبر، مساوی با رنجاندن خدا و پیامبر اوست — گناهی بزرگ از سوی ابوبکر دانسته‌اند.[۷۰]

دنیس سوفی می‌نویسد «احادیثی که بر دخیل‌بودن فاطمه در رویدادهای پس از وفات پیامبر دلالت دارند، باوجود جانب‌دارانه‌بودن‌شان حاوی مقداری حقیقت هستند. به‌این‌دلیل که اهل سنّت نتوانستند به‌طور کامل آنچه را که به‌وضوح برای بازسازی تاریخ‌شان زیان‌آور بود محو کنند: این مسئله که فاطمه با ابوبکر بر سر ضبط خلافت و املاک پیامبر دعوا داشته‌است، این‌که فاطمه هیچ‌گاه او را به‌خاطر کارهایش نبخشید، و این‌که وفات او برای مدتی — احتمالاً به‌خواست خود فاطمه — مخفی نگاه داشته‌شد تا مانع سرپرستی ابوبکر از مراسم کفن و دفن فاطمه شود. چیزی که در این مورد کنایه‌آمیز است، این است که این پنجرهٔ کوچک به شخصیت فاطمه توسط اهل سنّت نادیده گرفته‌شده یا کوچک شمرده‌شده ولی توسط شیعیان بزرگ شده و بیش از اندازه روی آن تأکید شده‌است.»[۷۱]

پس از حجهالوداع، محمّد به فاطمه گفت که وی اولین نفر از خانواده‌اش است که پس از وفات به وی ملحق خواهد شد. محمّد چند روز پس از آن درگذشت. فاطمه بسیار غم‌زده گشت[۷۲] و پس از مدتی درگذشت. بعضی منابع اولیه چنین می‌نماید که در پایان عمر، او با ابوبکر که تقاضای عیادت او را داشته‌است، آشتی می‌کند. اما اکثریت منابع چنین می‌نویسند که او تا پایان عمر، از ابوبکر عصبانی بود.[۷۳] رسول جعفریان بر این باور است که تردیدی در خشمگین‌بودن فاطمه زهرا نسبت به ابوبکر و عمر به‌خاطر موضوع فدک و جانشینی پیامبر نیست؛ و فاطمه بی‌رضایت از آنان از دنیا رفت.[۷۴]
درگذشت
نمایی از روضهٔ نبوی در مسجد النبی، یکی از مکان‌های احتمالی مدفن فاطمه زهرا
نوشتار اصلی: مرگ فاطمه زهرا

دربارهٔ سقط جنین و علت درگذشت فاطمه زهرا نقل‌ها و نظرات گوناگونی میان اهل سنت و شیعه درجریان بوده‌است. مجدالدین فیروزآبادی در القاموس المحیط، مجدالدین بن اثیر به نقل از ابن‌عباس در جامع الاصول، ذهبی در سیر اعلام النبلاء، عسقلانی در الاصابه، ابن کثیر در البدایه و النهایه، عبدالله بحرانی اصفهانی در عوالم العلوم به نقل از موفق بن احمد خوارزمی در مقتل الحسین و ابن شهرآشوب در مناقب به بیان وجود محسن پرداخته‌اند بدون آن‌که سبب مرگ را ذکر کنند.[۷۵]

کلینی در الکافی، صفوری شافعی در نزههالمجالس و منتخب‌النفائس، شیخ مفید در الارشاد خبر سقط محسن را بدون بیان علت آن گزارش کرده‌اند. شیخ طبرسی در اعلام الوری و علامه حلی در المستجاد من کتاب الارشاد مطلب مفید را نقل کرده‌اند. جمال‌الدین محدث هروی در الاربعین، محمد بن طلحه شافعی در مطالب السئول، ابراهیم طرابلسی حنفی در نقل شجره‌نامهٔ علی بن ابی‌طالب در کتاب اولاد الامام علی نیز سقط محسن را بدون بیان علت نقل کرده‌اند.[۷۶]

مطهر بن طاهر مقدسی در البدء و التاریخ در بخش ذکر نوادگان پیامبر، محسن را نام می‌برد و می‌گوید که محسن در کودکی مرد، اما به‌باور شیعه در اثر ضربهٔ عمر سقط شد.[۷۷] حر عاملی در اثبات الهداه از مقدسی خبر سقط محسن به‌خاطر ضرب و جرح فاطمه زهرا توسط عمر و انتساب آن به شیعه را نقل می‌کند و این‌که مقدسی به روایت بلاذری نیز اشاره می‌کند. عمادالدین طبری در کامل بهائی، علی بن محمد عمری در المجدی، ابن قتیبه در المعارف، ابن سعد جزایری در الامامه نیز مطلب را این‌گونه بیان می‌کنند. تاج‌الدین حسینی در التتمه فی تواریخ الائمه، علت درگذشت فاطمه زهرا را نیز ضرب و جرح توسط عمر و سقط محسن می‌داند.[۷۸]

باقر شریف قرشی با استناد به منابع اهل سنت و شیعه، سقط جنین فاطمه را — که در اثر صدمات و جراحات وارده در حین رویداد خانهٔ فاطمه اتفاق افتاد و منجر به شکستگی پهلو فاطمه زهرا شد — بیان می‌کند. به‌گزارش او، محمد شهرستانی در ملل و نحل، ابن حجر عسقلانی در لسان المیزان، مسعودی در اثبات الوصیه، شمس‌الدین ذهبی در میزان الاعتدال، ابن شهرآشوب به نقل از المعارف ابن قتیبه در مناقب آل ابی‌طالب، صلاح‌الدین صفدی در الوافی بالوفیات، طبری در دلائل الامامه، طبرسی در احتجاج و محمدباقر مجلسی در بحارالانوار این مطلب را بیان کرده‌اند.[۷۹]

سید جعفر مرتضی عاملی در کتاب مأساه الزهراء به بررسی اقوال مختلف در این‌باره می‌پردازد و می‌گوید که ابن قتیبه در المعارف این مطلب را آورده، اما در دوره‌های بعدی نوشتهٔ او تحریف شده‌است. در این راستا او به نقل ابن شهرآشوب و گنجی شافعی از المعارف اشاره می‌کند که با مطلب اولیه تطابق دارد. عاملی ادامه می‌دهد که شهرستانی سخن نظّام در این‌باره را نقل می‌کند اما آن را دروغ و فریب می‌داند. بغدادی، مقریزی و صفدی نیز نقل نظّام را بیان می‌کنند؛ و این‌ها درحالی‌است که به‌قول جاحظ، نظّام شدیدترین مردم در اعتراض به رافضیان به‌خاطر طعن آنان بر صحابه بود. عاملی گزارش ابن سعد را نیز در این‌باره نقل می‌کند.[۸۰] عاملی می‌گوید ابن ابی الحدید ضرب و جرح فاطمه زهرا و سقط جنین او را از امور شنیع و زشتی می‌داند که فقط شیعه از آن‌ها نام می‌برد و از نظر دانشمندان اهل سنت بی‌اساس است. اما خودش ماجرای سقط محسن را از استادش نقل کرده و با ذکر داستان هبار بن اسود، از موضع پیامبر در این‌باره از وی پرسیده و استادش نیز در پاسخ گفته که این مسئله از نظرش متعارض است و در این‌باره نظر خاصی ندارد. ابن ابی الحدید رویداد خانهٔ فاطمه را تنها در برخی موارد درست می‌داند، اما آتش زدن و دیگر کارها را بعید و آن‌ها را تنها در نقل شیعه می‌داند، اما در همان‌حال می‌گوید که علاوه‌برآن عده‌ای از اهل حدیث هم مانند آن روایت کرده‌اند.[۸۱]

ولیری در دانشنامهٔ اسلام می‌گوید به‌گفتهٔ قول غالب، وفات او در آرامش بود. او خودش را با کمک همسرش شستشو می‌دهد و در آرامش به استقبال وفات می‌رود. اما این در تضاد با روایتی است که در منابعی مانند یعقوبی آمده‌است. این منابع چنین می‌گویند که زنان قریش و همسران محمد به دیدن فاطمه می‌آیند. اما فاطمه به اسما بیوهٔ جعفر بن ابی‌طالب می‌گوید که از ورود آنان جلوگیری کند. زیرا فاطمه در وضع بسیار بدی بود و در اثر بیماری بسیار نحیف شده‌بود. به‌مانند سایر اتفاقات زندگی خصوصی فاطمه، وفات او نیز در هاله‌ای از ابهام است.[۸۲]

دربارهٔ تاریخ درگذشت فاطمه زهرا تاریخ‌نویسان قول‌های مختلفی نقل کرده‌اند. به‌گفتهٔ دانشنامهٔ اسلام فاطمه شش ماه پس از وفات پدرش درگذشت.[۸۳] برخی منابع سی یا سی و پنج روز پس از وفات محمّد گفته‌اند. برخی دیگر چهل و پنج روز یا هفتاد و پنج روز از آن تاریخ ذکر کرده‌اند؛ و دیگر منابع قول نود و پنج روز را نقل کرده‌اند.[۸۴]
خاکسپاری

به‌گفتهٔ ولیری، بیشتر منابع اوّلیه خاکسپاری فاطمه را شبانه، نهانی و بی حضور ابوبکر و عمر می‌دانند. ولی قول‌هایی نیز هست که ابوبکر در مراسم خاکسپاری حاضر بوده و نماز میت بر فاطمه خوانده‌است.[۸۵] دنیس سوفی بر آن است که به خاطر تواتر روایت‌های رنجش فاطمه از ابوبکر، چنین می‌نماید که مراسم کفن و دفن فاطمه به‌خواستهٔ خودش شب‌هنگام برگزار شده تا ابوبکر همچون رئیس اجتماع اسلامی نتواند در مراسم تشییعش دستی داشته‌باشد.[۸۶]
محل دفن
نوشتار اصلی: محل دفن فاطمه زهرا

به‌گفتهٔ دانشنامهٔ اسلام، تقریباً تمام منابع موافق هستند که فاطمه در قبرستان بقیع دفن شده‌است و بعضی منابع محل قبر را نیز مشخص می‌کنند. به‌نوشتهٔ این منابع محل دفن فاطمه درکنار مسجد رقیه (نام زنی که مسجد را بنا کرده‌است) در گوشهٔ خانهٔ عقیل — برادر علی — به‌فاصلهٔ هفت ذراع از خیابان است. اما طبق گفتهٔ سایر منابع بعد از دفن یا مدتی پس از آن، دیگر محل دفن نامعلوم بود. مسعودی می‌نویسد مقبره‌ای وجود داشته‌است که در کتیبهٔ موجود در آن مقبره، نام فاطمه و سه نفر دیگر از خاندان علی به‌عنوان صاحبان مقبره نوشته شده‌بود. اما مسعودی تنها کسی است که چنین جزییاتی را بیان می‌کند. در این مقبره سه امام شیعه آرمیده‌اند و قبر دیگر، امروزه به فاطمه بنت اسد منسوب است. مقدسی مقبرهٔ فاطمه را در فهرست مکان‌هایی قرار می‌دهد که دربارهٔ آن اختلاف‌نظر وجود دارد اما محتمل است که فاطمه «فی الحجره» دفن شده‌باشد.[۸۷] در منابع شیعه احتمال دفن در بقیع از اهمیت کمتری برخوردار است. به‌گفتهٔ سید مرتضی عسکری، آخرین احتمال دربارهٔ محل دفن فاطمه زهرا، خانهٔ اوست. این امکان با چندین سند معتبر پشتیبانی می‌شود. اسناد اصلی این ماجرا از اهل بیت دریافت می‌شود؛ زیرا آنان اعضای اصلی خانهٔ پیامبر هستند که دربارهٔ این موضوع بهتر از دیگران می‌دانند. برخی از پژوهشگران بر این باورند که براساس حدیثی از پیامبر، فاطمه در روضهٔ نبوی دفن است. این احتمال با احادیثی از جعفر صادق و علی بن موسی الرضا تقویت می‌شود.[۸۸] درمجموع، فقهای شیعه برای زیارت فاطمه زهرا سه مکان را در اولویت دانسته‌اند: نخست در روضهٔ نبوی میان قبر و منبر پیامبر، دوم در خانهٔ خود فاطمه زهرا که اکنون در مسجد قرار گرفته‌است؛ و سوم در قبرستان بقیع.[۸۹]
فرزندان
نوشتار اصلی: سید

حسن مجتبی در سال دوم ه‍.ق زاده شده‌است که در این صورت ازدواج فاطمه نمی‌تواند بعد از غزوه بدر بوده‌باشد. یا به‌روایتی در نیمهٔ رمضان سال سوم ه‍.ق بوده‌است. فاطمه حسین را پنجاه روز پس از تولد حسن باردار شد و در اولین روزهای شعبان به‌سال چهارم ه‍.ق به‌دنیا آورد. در کنار این دو پسر و فرزند مرده‌به‌دنیاآمده مُحسن یا مُحَسَّن، فاطمه دو دختر به‌دنیا آورد که به‌نام دو تن از عمه‌هایشان زینب و ام‌کلثوم نام‌گذاری شدند.[۹۰] حسن بزرگترین پسر علی و فاطمه زهرا و دومین امام شیعه است که طبق روایات در ۶۲۵ م در مدینه به‌دنیا آمد. بعد از درگذشت علی، برای مدت کوتاهی در کوفه بر بخشی از سرزمین‌های مسلمانان خلافت کرد و سپس طبق عهدنامهٔ صلح با معاویه از قدرت کناره گرفت. او در ۶۷۰ م در مدینه مسموم شد و درگذشت.[۹۱] حسین دومین پسر علی و فاطمه زهرا و سومین امام شیعه است که طبق بیشتر روایات در ۶۲۶ م در مدینه به‌دنیا آمد. وی در سال ۶۸۰ م علیه یزید قیام کرد و در نبرد کربلا به همراه یارانش کشته شد.[۹۲]

نسل علی از فاطمهٔ زهرا به‌عنوان «شریف» یا «سید» شناخته می‌شوند. آن‌ها به‌عنوان تنها نسل بازمانده از محمّد، مورداحترام شیعه و سنی هستند.[۹۳] علی تا زمانی که فاطمه زنده بود همسر دیگری نداشت، اما پس از او با زنان متعددی ازدواج کرد. به‌جز چهار فرزندی که از فاطمه داشت، بقیهٔ فرزندانش از همسران دیگر او بودند.

علت شهادت حضرت زهرا(س) و ماجرای سقط حضرت محسن
آیا حضرت فاطمه سلام الله علیها شهید شد؟ علت مرگ ایشان و ماجرای سقط حضرت محسن چه بود؟
از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او و فرزندش گردید یا خیر؟

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه از تاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی را که مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقل کرده است. [۱]

البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانه خالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمه ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید :

«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبر گرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود و قنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداری نمودند . » [۲]

مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است: «فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوا بابَهُ… وَ ضَغَطُوا سَیدَهَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْ مُحْسِنا ؛ پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده و هجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛ چنان که محسن را سقط نمود . » [۳]

اما منابع اهل سنت:

۱- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (۵۴۸ – ۴۷۹ ق.) نقل کرده: « اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَهَ یَوْمَ الْبَیْعَهِ حَتی اَلْقَتْ اَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ، به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.» [۴]

همین قول را اسفرائینی (متوفای ۴۲۹ ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: « اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَهَ وَ مَنَعَ میراثَ الْعِتْرَهِ ، عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم السلام جلوگیری کرد.» [۵]

۲- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید: «اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَهَ یَوْمَ الْبَیْعَهِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْ بَطْنِها ، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود . » [۶]

۳- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهرا علیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمر آن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ در به سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که از دنیا رفت.» [۷]

۴- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا مانند اسیران دیگر آزاد شد .

ابو العاص به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه، وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم به زید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقع کجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) از مکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بن الاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود را بر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد و به مکه بازگشت. پپامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و در فتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباح شمرد . »

ابن ابی الحدید می‏گوید :

«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد . »

ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم :

«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که بر او وارد شد) فرزندش را از دست داد؟

پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقل نکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است . » [۸]

این قصه، به خوبی نشان می‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خود ابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: « عَلی اَن جَماعَهً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ ، گروهی از اهل حدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند. [۹]

۵- سکونی یکی از راویان اهل سنت است [۱۰] او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه‏السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏السلام فرمود : ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسر نبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمین بر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شما نمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟) . »

سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود :

«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَهَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَهَ فَلا تَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌ عِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِ الصدیقه» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَهَ ذکر جَدتَهُ وَ مَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی فُلان [۱۱] چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود : آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که او را فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نام در نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏السلام این گونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) و مصیبت های او می‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت .

توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏گری خویش را نشان داده و ذیل کلام امام صادق علیه‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلب روشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ و عمر بر آن حضرت وارد شد .

چنان که ابابصیر از امام صادق علیه‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورت نقل نموده است : « وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْ تَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها ، سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند) [۱۲]

ب. منابع شیعه :

نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است :

هنگامی که خواستند علی علیه‏السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه علیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامی‏اش صدمه‏های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛ فقط به گوشه‏ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏کنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقل های تاریخی فراوان است .

خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آن چنین می‏نویسد :

«… وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه را حجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی او زدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏های بدر و اُحد که به دست علی کشته شده بودند… افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدی بر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد .” فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَهُ صَرْخهً… فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَ بِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ. .. ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند.” سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من او را به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، من از روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد…» [۱۳]

آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد، تنها گوشه‏هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است. [۱۴]

ماجرای باغ فدک حضرت زهرا (س)

س از فتح خیبر در سال هفتم هجرت و حدود چهار سال قبل از رحلت پیامبر (ص) اهل فدک تسلیم شدند بدون آنکه لشگر اسلام در فتح آن جا شرکت داشته باشند و به حکم آیه (ما افاء الله علی رسوله ) چنین سرزمینهایی ملک شخصی پیامبر (ص) می شوند . لذا سرزمین فدک به صورت یک پارچه از آن پیامبر شد که می بایست مردم فدک در آن کار می کردند و درآمد آن را به حضرت محمد (ص) تسلسم می نمودند و فقط اجرت دریافت می کردند . بلافاصله پس از فتح فدک آیه ( وات ذالقریی حقه ) نازل شد یعنی حق خویشان را به آنان بده و جبرییل در بیان آن از طرف خداوند عرضه داشت که فدک را به فاطمه عطا کن . پیامبر حضرت فاطمه (س) را فرا خواند و به دستور آن حضرت سند فدک به عنوان بخشوده و اعطایی پیامبر (ص) به آن حضرت (فاطمه الزهراء) تحویل داده شد . سپس با دعوت مردم از درآمد فدک به عنوان اعطایی فاطمه (س) بین مردم تقسیم می کردند . حضرت فاطمه (س) در سرزمین فدک نماینده ای قرار داد . و او پس از محاسبات لازم و پرداخت مخارج ،در آمد آن را که از هفتاد هزار سکه طلا تا صدوبیست هزار سکه نوشته اند خدمت حضرت زهرا (س) تقدیم می کردند هر ساله حضرت به اندازه مخارج زندگی خود برمیداشت و بقیه را بین فقرا تقسیم می کرد . و تا هنگام رحلت پیامبر این شیوه ادامه داشت اخراج نماینده حضرت زهرا (س) و عضب فدک ده روز پس از رحلت پیامبر (ص) ابوبکر مامورانش را به فدک فرستاد و نماینده حضرت زهرا (س) را از آنجا اخراج کرد و آن را عضب نمود و درآمد آن را برای مخارج حکومت غاصبانه ی خود قرار داد .

ارائه سند فدک توسط حضرت زهرا (س)

در اولین برخورد عمر به حضرت زهرا(س) گفت: آن نوشته ای که می گفتی پدرت درباره فدک برایت نوشته بیاور . حضرت زهرا (س) سند فدک را آورد ه و به ابوبکر نشان داد و گفت: این نوشته ی پیامبر برای من و فرزندانم است ابوبکر و عمر نه تنها اعتنایی به سند نکردند بلکه عمر سند فدک را از حضرت زهرا (س) گرفت و پیش چشم مردم آب دهان برآن انداخت و آن را پاره کرد و علنا” مخالفت خود را با امر پیامبر (ص) اعلام کرد . اکنون باید مراحل اتمام حجت طی شود تا غاصبان فدک کار خود را حق جلوه دهند .

آماده سازی جعل حدیث برای غصب فدک

آماده سازی مدرکی جعلی برای گرفتن فدک به صورت جمله (نحن معاشر الا بنیا ء لا تورث ) ما پیامبران ارث نمی گذاریم مطرح شد . در جایی که اصحاب پیامبر (ص) حضور داشتند کسی جز عایشه و حصقه و یک عرب بیابانی بنام مالک ابن اوس ابن حدثان کسی به شنیدن چنین حدیثی گواهی نداد . در اولین مرحله اتمام حجت حضرت زهرا (س) و امیر المومنین به مجلسی آمد که ابو بکر و عمر به همراه عده ای به طور خصوصی در آن بودند حضرت زهرا (س) ابتدا اخراج نماینده خود را مطرح کرد و اینکه فدک بخشوده ی پیامبر به من (فاطمه ) است . ابوبکر حدیث جعلی (نحن معاشر الا بنیا ء لا تورث ) را پیش کشید . حضرت زهرا (س) فرمود این اولین شهادت ناحق است . فدک را پیامبر (ص)به من بخشیده است و من شاهدانی دارم . ابوبکر گفت : دلیل خود را بیاور حضرت زهرا (س) تصرف مالکانه ی خود را در زمان پیامبر (ص) را مطرح کرد و فرمود چرا درباره ی چیزی که در دست من است شاهد می خواهی .

ابوبکر سخن حضرت فاطمه (س) را نشنیده گرفت و بار دیگر گفت : غنیمت مسلمانان است اگر دلیل نیاوری امضاء نخواهم کرد . حضرت فاطمه (س) فرمود آیا می خواهی فرمان پیامبر را رد کنید و درباره ی ما حکمی غیر حکم مسلمانان اجرا کنید . عمر با حال غضب گفت این غنیمت مسلمانان است و باید برا ی مالکیت خود دلیل بیاوری . حضرت زهرا (س)در اینجا عصمت خود را مطرح کرد و اینکه من سیده ی زنان اهل بهشتم ادعای باطل نمی نمایم . همان طور که شهادت کسی بر علیه این گفته قبول نیست . ولی عمر گفت : ما شهادت دیگران را بر علیه تو قبول می کنیم . حضرت زهرا (س)با اشاره به آیه تطهیر فرمود کسی که بر علیه سیده ی زنان اهل بهشت شهادتی را بر علیه ما بپذیرد ملعون و کافر است . چرا که آنان به حکم خداوند معصومند و آنان با سایر مردم مساوی نیستند . پس ابو بکر گفت : درباره ی فدک دلیل بیاور سپس حضرت زهرا (س) با ذکر آیه ( وات ذالقریی حقه ) فرمود من و فرزندانم نزدیکترین خلایق به پیامبر بودیم و آن حضرت فدک را به من بخشید عمر گفت : برای ادعای خود دلیل بیاور و شاهدانی حاضر کن . حضرت فاطمه (س)در همان مجلس ماند و کسی را فرستاد تا امام حسین(ع)و امام حسن و ام ایمن و اسماء بنت عمیس آمدند و به آن چه حضرت زهرا (س)فرموده بود گواهی دادند که فدک از آن پسران او هستند ام ایمن هم خدمتکار اوست اسماء بنت عمیس هم قبلا” همسر جعفربن اب طالب بوده و خدمتگذار حضرت فاطمه (س) می باشند و همگی به نفع بنی هاشم شهادت می دهند . همه ی این شاهد ها برای منفعت خود گواهی می دهند و درباره ی ام ایمن گفت :که او زنی غیر عرب است و با فصاحت نمی تواند شهادت دهد . در این موقع امیر المومنین علی (ع) فرمود : هرکس فاطمه ، حسن و حسین را تکذیب کند پیامبر را تکذیب کرده است و ام ایمن کسی است که پیامبر برای او به بهشت شهادت داده است و برای اسماء بنت عمیس و نسل او دعا کرده است . عمر گفت : شما همانگونه هستید که تو صیف نمودید ولی شهادت کسی که به

نفع خود شهادت می دهد قبول نیست امیر المومنین فرمود : اکنون که ما آنطور هستیم که خودتان

می شناسید و منکر نیستید و در عین حال شهادت ما به نفع خودمان پذیرفته نیست و شهادت پیامبر (ص) هم برای تو قبول نیست پس (انالله و انا علیه راجعون )به زودی ظالمان خواهد دانست که به کجا باز می گردند .

در این هنگام حضرت زهرا (س) با حال غضب برخواست و فرمود خدایا این دو ابوبکر و عمر به حق دختر پیامبرت ظلم کردند خدایا به شدت اینان را ماخذه فرما و سپس حضرت زهرا (س) محزون و گریان از نزد آنان بیرون آمد .

کمک طلبی حضرت زهرا (س)و اهل بیت در سایه ی فدک

اقدامی که هیچ کس نه غاصبین و نه مردم انتظارش را نداشتند این بود که امیرالمومنین تا چند روز متوالی هر روز حضرت زهرا (س) را به همراه امام حسن(ع) و امام حسین (ع) سوار بر مرکبی می نمود و بر در خانه ی مهاجرین و انصار می بردند حضرت زهرا (س) به آنان می فرمود : ای مهاجرین و انصار خدارا و دختر پیامبرتان را یاری کنید شما روزی که با پیامبر بیعت کردید بر سر این بیعت کردید که از او و فرزندانش حمایت کنید و از آنها منع کنید آنچه را که از فرزندانتان منع می کنید . بیایید و به بیعت خود نسبت به پیامبر وفا کنید . بار دیگر حضرت علی (ع) به حضرت فاطمه (ص) فرمود بار دیگر نزد ابوبکر برو و بگو ادعای مقام پدرم و خلافت او را کرده ای و به جای او نشسته ای اگر فدک ملک تو هم بود و من از تو می خواستم که آن را به من ببخشی بر تو واجب بود که آن را به من بدهی . حضرت زهرا (س) نزد ابوبکر آمد این مطلب را به او فرمود ابوبکر گفت : راست می گویی .سپس ورقه ای خواست و بر آن نوشته ای مبنی بر بازگرداندن فدک نوشت حضرت زهرا (س) نوشته را برداشت و از نزد ابوبکر رفت . عمر در راه حضرت را دید و گفت : ای دختر محمد این نوشته چیست فرمود نوشته ای است که ابوبکر به عنوان باز پس دادن فدک نوشته است و به من داده است . عمر گفت : آن را به من بده حضرت خود داری کرد و آن را نداد در اینجا عمر جسارتی کرد که صفحه ی تاریخ را سیاه نمود و سوز جانگاه آن برای همیشه دل محبان فاطمه (س) را سوزاند او در میان کوچه و رهگذر مردم به دختر پیامبر اهانتی کرد و با پا به فاطمه (س) زد و به این هم اکتفا نکرد و سیلی به صورت مبارک آن حضرت زد به طوری که در اثر آن گوشواره آن حضرت شکست . سپس نوشته ابوبکر را به زور از او گرفت و آب دهان بر آن انداخت آن را پا ره نمود و گفت این سرزمینی است که پدر تو هم با اسب و لشگر آنجا را فتح نکرده است . امیرالمومنین در خانه منتظر بود وقتی حضرت زهرا (س) پشت در آمد حضرت به استقبال او رفت و فرمود ای دختر پیامبر چرا اینگونه غضب ناک هستی حضرت زهرا (س) جسارت عمر را بازگو کرد و امیرالمومنین با یک دنیا تاسف و غصه از چنین جسارتی به ساحت مقدس بانوی دو جهان به عنوان شریک غم و تصلای آن حضرت فرمود : آنچه نسبت به من و پدرت مرتکب شده اند از این بالا تر است .

احتجاج مفصل امیرالمومنین با ابوبکر و عمر در مسجد:

مرحله دیگر احتجاج آن بود که امیر المومنین علی (ع) شخصا” به مسجد آمد و در حضور مهاجرین و انصار که در اطراف ابوبکر نشسته بودند خطاب به ابوبکر فرمود ای ابوبکر چرا آنچه پیامبر (ص) برای فاطمه قرار داده است از او منع نمودی در حالی که نماینده ی او از چند سال قبل در آنجا بوده است . ابوبکر گفت : این غنیمت مسلمین است اگر شاهدان عالی بیاورید فدک را به

او می دهم و گرنه در آن حقی ندارد حضرت علی (ع) فرمود : ای ابوبکر درباره ی ما حکم می نمایی بر خلافت آنچه درباره ی مسلمانان حکم می نمایی . چرا از فاطمه شاهد می خواهی در حالی که فدک در دست اوست و در زمان حیات پیامبر و بعد از آن حضرت مالک آن بوده است چرا از مسلمین شاهدی نمی خواهی ابوبکر ساکت شد ولی عمر گفت : این غنیمت مسلمین است

و ما با کلام تو نمی توانیم مقابله کنیم . اگر شاهدان عالی آوری قبول می کنیم . امیرالمومنین علی

(ع) آیه ی تطهیر را مطرح کرد و فرمود آیا شهادت کسی را بر علیه فاطمه قبول می کنی ابوبکر گفت :آری حضرت علی (ع)فرمود : پس کافری زیرا شهادت خداوند را بر طهارت او رد کرده ای و شهادت مردم را بر علیه او قبول کرده ای . همچنین حکم خدا و رسول را رد کرده ای که فدک را برای فاطمه قرار داده اند . همانطور که فرمان دیگر پیامبر را رد کرده ای که از مدعی علیه شاهد می خواهی .تو سخن خدا و رسول را رد کرده ای گفتار یک عرب بیابانی را پذیرفته ای و فدک را از فاطمه گرفتی و گمان کردی غنیمت مسلمین است . در اینجا مردم به خشم آمدند و متوجه ظلم ابوبکر و عمر شدند و به یکدیگر نگاهی میکردند و گفتند : به خدا قسم علی (ع) راست می گوید .

خطا به مفصل حضرت زهرا(س) در مسجد :

درشرایطی که ابوبکر و عمر به همراه مهاجرین و انصار مجلس مهمی در مسجد پیامبر (ص) تشکیل داده بودند و مشغول قدرت نمایی در مقابل خانه ی فاطمه (س) بودند در فاصله چند قدمی آنان بود . ناگهان در خانه فاطمه (س) باز شد و بانوی باعظمت اسلام در حالی که عده ای از زنان گرداگرد آن حضرت بودند وارد مسجد شده و به سوی جمعیت پیش آمدند . دختر پیامبر سر مبارک با پوشش کامل پ.شانده و لبا سراسری بر روی لباسها پوشیده بود . از شدت غم و ناراحتی جسمی ،قامت فاطمه (س) راست نبود و لباس آن حضرت روی زمین کشیده می شد و

گاهی زیر پای مبارکش می رفت با ورود بزرگ بانوی دو جهان فورا” بین زنان و مردان پرده ای زده شد و حضرت با زنان همراه در آن سوی پرده قرار گرفتند و روی زمین نشستند . ناگهان صدای فاطمه (ص) را شنیدند که آهی جانسوز کشید و همه مردم به گریه در آمدند و مجلس برخود لرزید و همه منقلب شدند . شدت گریه به حدی بود که حضرت مدتی طولانی صبر کرد تا

مردم ساکت شدند . حضرت خواست سخنان خود را آغاز کند که با شنیدن چند کلمه بار دیگر مردم را به گریه در آمدند و حضرت آنقدر صبر کرد تا مردم کاملا” آرام شدند و آنگاه سخنان خود را آغاز نمودند . فاطمه (س)پس از حمد و ثنای الهی و اقرار به وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر (ص) و بیان حکمتهای از خلقت و تکلیف بشر و ارسال پیامبران به خصوص نبوت پیامبر (ص) متذکر سوابق مردم با قرآن و اهل بیت شدند.

از یک سو سابقه ی مردم در کمک به دین خدا و از سوی دیگر وظیفه ای خطیرشان نسبت به آیندگان را متذکر شدند. همچنین عظمت قرآن و اهل بیت و ارتباط آن دو با یکدیگر را بیان کردند سپس شمه ای از حکمت وشرایع الهی را ذکر نمودند . پس از آن خود را معرفی کردند تا اهل مجلس و آینده تاریخ بدانند چه مقام معظمی با مردم سخن گفته است . سپس سوابق و زحمات طاقت فرسا و فداکارانه ی پیامبر و امیرالمومنین در پرورش نهال اسلام را ذکر کردند . در اینجا سخن را به مطلب مورد نظر نزدیک کردند و ارتداد مردم پس از پیامبر نادیده گرفتن گذشته ها را یاد آور شدند و اینکه آتش فتنه ها را بر علیه دین خدا و اهل بیت پیامبر (ص) را شعله ور می نمایند . سپس مسئله فدک را به عنوان نمونه ای از آتشهای برانگیخته ی آنان را برشمردند . در این قسمت از سخن آیاتی از قرآن درباره ی ارث و به خصوص ارث انبیاء به میان آوردند . و مسائلی را که به طور خصوصی با ابوبکر و عمر مطرح کرده بودند . این بار در حضور مردم به طور مفصل تر و علنی بیان کردند . سپس خطاب به قبر پیامبر از غاصبین و مردمی که موید آنان بودند شکایت

بردند و این شکوه را غالب اشعاری بیان کردند . آنگاه خطاب را متوجه انصار نمودند و با

یادآوری گذشته آنان در اطاعت از اوامر پیامبر (ص) یاری دین خدا تعجب خود را از بی توجهی آنان نسبت به احقاق حق دختر پیامبر بیان کردند که حتی پس از دادخواهی و فریاد کمک طلبی کسی اعتنا نمی کند . ابوبکر از فرصت استفاده کرد و در سخنانی کوتاه حدیث جعلی خود را مبنی بر ارث نبردن از انبیاء مطرح کرد و اشاره کرد که من غصب فدک را مشورت و توافق مسلمین انجام داده ام . حضرت زهرا (س) ضمن اینکه ساحت پیامبر (ص) را از مخالفت قرآن منزه دانستند آیات صریح ارث انبیا را مطرح کردند و ثابت کردند که هیچ استثنایی در مسیله ارث برای هیچ کس وجود ندارد . این با رابوبکر اقرار کرد که در جواب عاجزم و فقط مسلمین را بین خود و تو قرار می دهم اینجا بود که حضرت زهرا (س) خطاب را متوجه مسلمین نمودند و به شدت آنان را که به سوی سخن باطل روی آورده بودند مورد ماخذه قرار دادند و به عذاب الهی بشارت دادند دراینجا سخنان حضرت پایان یافت و در راه بازگشت به خانه، رافع ابن رافع به آن حضرت گفت : چرا علی قبلا” ما را آگاه نکردتا درخلافت با دیگری بیعت نکنیم و کار به اینجا نرسد . حضرت زهرا (س) با غضب به او فرمود پس ازواقعه غدیر برای احدی عذری نمانده است.

سخنان حضرت زهرا (س) برای زنان عبادت کننده

اولین اثر خطابه حضرت زهرا (س) آن بود که زنان هماجر و انصار بعد از مدتی که هیچ یادی از یادگار پیامبر (ص) نکرده بودند به عیادت حضرت آمدند و گفتند ای دختر پیامبر حالتان چطور است . حضرت فرمود از دنیایی که با شما باشم متنفرم و آن را رها کرده ام و نسبت به مردان شما غضبناکم . آنگاه از آنان پریسد از علی چه چیزی را نپسندیده اید . اگر خلافت را به دست او سپرده بودند به بهترین وجهی آن را اداره می کرد و برکات آسمان و زمین بر آنان نازل می شد سپس فرمود هم اکنون فتنه باردار شده است و پس از زمان کوتاهی ثمره اش ظاهر می شود و از

آن خون و سم کشنده می دوشند . زنان عیادت کننده فرمایشات حضرت زهرا (س) را برای مردان خود بازگو کردند . پیرو آن عده ای از بزرگان مهاجرین و انصار بعنوان عذر خواهی نزد حضرت آمدند و به خیال خود عذری تراشیدند و گفتند ای سیده النساء اگر علی قبل از بیعت این مسئله را یادآور می شد سراغ دیگری نمی رفتیم . حضرت زهرا (س) فرمود از من دور شوید که بها بهانه های بیهوده تان عذر شما پذیرفته نیست و با کوتاهی شما جای هیچ سخنی باقی نمانده است .

نامه امیرالمومنین علی (ع) به ابوبکر درباره ی غصب فدک

در حالی که غاصبین مشغول قدرت نمایی بودند امیرالمومنین نامه ای با مضامین عالی برای ابوبکر نوشت . این نامه را هنگامی که حضرت نوشت که ابوبکر پس از تثبیت فدک بر فرار با اضهار قدرت سخنان ناروایی نسبت به مقام شامخ ولایت برزبان راند .

فرازهایی از نامه ی حضرت علی (ع)چنین بود

میراث پاکان ابرار را برای خود قسمت کردند و با غضب بخشوده ی سنگینی و زر و بال آن را بر خود خریدند تا آنجا که مرا می شناسید هلاک کننده ی لشگرها و نابود کنندهی جنگجویان و از بین برنده ی بزرگانتان و خاموش کننده ی غائله هاتان و قاتل شجاعانتان بوده ام . در زمانهایی که شما در خانه هایتان نشسته بودید . نخواستید خلافت و نبوت درما باشد چرا که کینه های بدر و خونهای احد را به یاد آوردم . منم آنگاه زنگار ناراحتی ها را از روی بهترین خلایق یعنی (پیامبر(ص)) می زدودم . آرام باشید به زودی گرد و غبار می نشیند و ثمره ی کار خود را تلخ می یابید و با ثمره ی کاشته ی دست خود را میو ه ای کشنده و سمی قاتل خواهید یافت . خداوند بر قضاوت ما و پیامبران بعنوان خصم شما و قیامت برای محل مخاصمه کافی است .

سخنرانی ابوبکر درباره ی توافق مردم بر غصب فدک

وقتی ابوبکر نامه ی علی (ع) را خواند وحشت و رعب شدیدی او را گرفت و گفت عجب است چه جراتی نسبت به من دارد که دیگری ندارد . سپس دستور داد تا مردم جمع شوند و برایشان سخنرانی کند و ضمن آن اقدامات خود را به اتفاق و توافق مردم نسبت داد و چنین گفت : ای مهاجرین و انصار می دانید که من درباره ی باغهای فدک بعد از پیامبربا شما مشورت کردم و شما گفتید پیامبران ارث نمی گذارند و این اموال فدک باید به غنیمت ها اضافه شود . و ما هم این نظر را به اجرا گذاشتیم ولی مدعی آن این مطلب را نمی پذیرد واین مدعی فدک است که می ترساند و تهدید می کند . و به جان پیامبرش قسم یاد می کند که آ« را با خون کشنده ببالاید . بعد ابوبکر ادامه داد و گفت : به خدا قسم من خلافت را باز پس دادم ولی مورد قبول واقع نشد . همه ی این ها برای احتراز از کراهت فرزند ابوطالب و فرار از درگیری با او بود.مرا با فرزند ابوطالب چه کار است . آیا کسی با او به منازعه پرداخته که بر او غالب شود؟

پس از این سخنرانی عمر که احساس ضعف در سخنان ابوبکر را به خوبی متوجه شد ه بود در مجلس مشورت به او گفت : تو فقط اینگونه سخن می گویی . سبحان الله . چه قلب وحشت زده ای پیدا کرده ای و نفست بی تحمل شده است .من گردنهای عرب برای تو خم کرده ام و حکومت و شورای را تثبیت نمودم . اگر چنین نبود پسرل ابوطالب استخوانهایت را آرد می کرد . خدا را شکر کن که مم درکنار تو هستم . ابوبکر گفت : ای عمر تورا به خدا سوگند می دهم که مرا از مغلطه ها و مانع سازی های خود رها کن . به خدا قسم که اگر او بخواهد من وتو را بکشد با دست چپش می کشد و نیاز به دست راست ندارد .

آخرین سخنان حضرت زهرا در رابطه با فدک

در آخرین روزهای عمر حضرت یکی از زنان طرفدار سفیفه بعنوان عیادت نزد حضرت آمد . حضرت به عنوان آخرین سخنی که درباره فدک بر زبان آورئد به او فرمود : آنگاه که پیامبر از دنیا رفت ابوبکر و عمر با جرات تمام فدک را گرفتند . فدک اعطایی پروردگار به پیامبر بود که آن را برای قوت فرزندان از نسل او و خودم به من بخشیده بود . این مطلب را خدا می دانست و امین او هم شاهد بود . من صبر بر این ظلم را باعث تقرب به درگاه الهی در روز قیامت می دانم . خورندگان آن به ظلم آن را شعله ور کننده ی همیم در شعله های جهنم خواهد یافت و این بود داستان سرزمینی که در یک روز شیرین به امر خداوند تعالی و به دست پیامبر (ص) به بانوی بانوان جهان تقدیم شد و چهار سال در اوج شادمانی در آمد آن صرف مستمندان گردید و چشمان بسیاری از نیازمندان منتظر درآمد فدک بودند تا از بخشش فاطمه (س) زندگی خود را سامان بخشند . تا آنگاه که به فاصله ده روز از رحلت پیامبر (ص) بخشنده ی فدک یادگاری پیامبر (ص) را با عجله از دست یادگار پیامبر (ص) بیرون آوردند و شیرینی گذشته ی آن را به کام فاطمه (س) و شیعیان تلخ کردند و اشک شیعیان را تا آخر روزگار بر صاحب فدک حضرت زهرا (س) جاری ساختند و حضرت فاطمه (س) آن را به روز قیامت واگذار کردند و از آن دلسرد شد و دست کشید .

منابع و ماخذ

۱- شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۶۰ .

۲- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج۳، ص۷۶، تلخیص شیخ طوسی .

۳- اثبات الوصیه، مسعودی، (چاپ بیروت) ص۱۵۳ و در برخی چاپها ص ۲۳ ـ ۲۴ .

۴- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج۱، ص۵۷ .

۵- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص۱۰۷ .

۶- الوافی بالوفیات، صفدی، ج۵، ص۳۴۷ ر.ک: سفینه البحار، شیخ عباس قمی، ج۲، ص۲۹۲ .

۷- الامامه والخلافه، مقاتل بن عطیه، ص۱۶۰ ـ ۱۶۱ .

۸- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱۴، ص۱۹۳/ ر.ک: زندگی علی علیه‏السلام ، ص۲۵۲ .

۹- شرح نهج البلاغه، ج۲، ص۲۱ .

۱۰- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقل نموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند و روایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی .

۱۱- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص۴۱۷، (منشورات شریف رضی) .

۱۲- بحار الانوار، ج۴۳، ص۱۷۰ .

۱۳- بحار الانوار، ج۳۰، ص۲۹۳، (چاپ جدید)؛ ج۸، ص۲۳۰، (چاپ قدیم) و ریاحین الشریعه، ج۱، ص۲۶۷ .

[۱۴] کتاب “الهجوم علی بیت فاطمه”، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.
این سند از ۱۷ منبع مهم استخراج شده که مهمترین آنها در زیر آمده است .

۱۵- دلائل الا امامه : ابو جعفر محمد ابن جریر طبری امامی از علمای قرن پنجم

۱۶- الاحتجاج : ابو منصور احمد طبرسی

۱۷- شرح نهج البلاغه

۱۸- معانی الخبار: شیخ صدوق

۱۹- الطرائف : سید رضی الدین علی بن طاووس
فاطمه زهرا

متبغ: گوگل

گردآوری : سایت خبری تفریحی خرگوش

اشتراک گذاری مطلب

تاکنون یک نظر ثبت شده است.

ایمیل شما آشکار نمی شود

پاسخ به مدیر | انصراف

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است 45