پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده | سایت تفریحی خبری خرگوش
هر اقدام بزرگ ابتدا محال به نظر می رسد.
خوش آمدید - امروز : دوشنبه ۵ آبان ۱۳۹۹
خانه » اخبار داغ » پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده
پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده

پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده

پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده

[caption id="attachment_4963" align="aligncenter" width="300"]پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده[/caption]

رضا رفیعی مجری خندان و موفق صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است که در 18 مرداد ماه , سال 1347 در تربت حیدریه به دنیا امده است. تحصیلات او کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی می باشد . رضا رفیعی فعالیت زیادی در مطبوعات داشت اما بر اساس علاقه ای که به مجری بودن داشت , در حال حاضر جزئ از مجریان ایرانی است که فعالیت او در برنامه ی کمدی قند پهلو دو چندان است و از این طریق به شهرت  زیادی رسیده است.

پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده

پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده

[caption id="attachment_4963" align="aligncenter" width="601"]پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده پاره شدن شلوار مجری در برنامه ی زنده[/caption] رضا رفیع (زادهٔ ۶ مرداد ۱۳۴۷ در تربت حیدریه) نویسنده، طنزپرداز، روزنامه‌نگار و مجری ایرانی است. تحصیلات او کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی است. اگر چه رفیع سال‌ها در مطبوعات فعالیت مستمر داشته اما حضور او به عنوان سردبیر و مجری در برنامهٔ قندپهلو باعث محبوبیت و شهرت بیش از پیش او شد. محتویات [نهفتن] ۱ زندگی شخصی و حرفه‌ای ۲ حضور او در رادیو و تلویزیون ۳ کتاب‌ها ۴ نمونه‌ای از اشعار ۵ منابع ۶ پیوند به بیرون زندگی شخصی و حرفه‌ای[ویرایش] محمدرضا رفیع زاده[۱] معروف به رضا رفیع در ششمین روز مرداد سال ۱۳۴۷ هجری خورشیدی در ۱۴۰ کیلومتری جنوب مشهد در تربت حیدریه به دنیا آمد. پدرش، حاج محمود رفیع زاده (رفیعی)، کارمند فرهنگی آموزش و پرورش و برادرش جلال رفیع نویسنده، طنزپرداز و مشاور فرهنگی و رسانه‌ای رئیس جمهور در زمان خاتمی است. رفیع دوران ابتدایی را در دبستان بیهقی، راهنمایی را در مدرسه علی تمدن و دبیرستان را نیز در قدیمی‌ترین دبیرستان شهر، دبیرستان رازی تربت گذراند. دوران دبیرستانش را خود «دوران انحرافات ادبی» اش می‌نامد و می‌گوید: «در همان ایام دبیرستان، طنزهایی می‌نوشتم با عنوان ثابت «نشنو از نی» که روزانه در تابلو مدرسه نصب العین می‌شد تا مایهٔ عبرت سایرین گردد.» او اولین سروده‌های جدی اش را برای شاعر فصلی از عاشقانه‌ها، سهیل محمودی، صاحب صفحات شعر خلوت انس در مجله جوانان ارسال کرد. او آن‌ها را چاپ کرد، اما در نامه‌ای بلند بالا به تربت برایش نوشت: «بیش از شعر جدی، قدر قلم طنزت را بدان!» پیش از ورود به دانشگاه، همکاری طنز خود را با نشریات تهران آغاز کرد و در مجله جوانان امروز، در کنار محمد پورثانی و عباس خوش عمل مشغول به فعالیت شد. او از سال ۱۳۷۲ ساکن تهران شد و دو سال بعد نیز همزمان با نوشتن مطالب طنز و جدی، تحصیلات دانشگاهی خود در رشتهٔ زبان و ادبیات فارسی را پی گرفت. رضا رفیع، در سال ۷۶ مجله‌ای به نام «ماهنامه دنیای طنز» را از شماره صفر به راه انداخت که سردبیری آن را نیز خود بر عهده داشت. از سال ۷۹ نیز تا آخرین شماره هفته نامه سیاسی گل آقا در آبانماه ۸۱، سمت سردبیری و مسئولیت تحریریه آن به نام او رقم خورد.[۲] سمتی که پیش از آن بزرگانی چون مصطفی فرجیان و هوشنگ معمارزاده عهده‌دار آن بودند. او در کنار ادامه دادن مقطع کارشناسی ارشد، از سال ۸۱ عضو ثابت تحریریهٔ روزنامه اطلاعات شد که ابتدای امر مدتی در سرویس مقالات و سپس دبیر سرویس گزارش و پس از آن نیز مسئولیت انتشار ضمیمه «ادب و هنر» روزنامه بر دوشش گذاشته شد که تا امروز به صورت هفتگی منتشر می‌شود. همچنین از سال ۱۳۸۳ تا کنون ستون روزانهٔ طنز «بزن در رو»[۳] در روزنامه جام جم را می‌نویسد که مخاطبان خاص خود را دارد و تا به حال با وجود تغییر مدیریت‌ها، هیچ‌گاه متوقف نشده است. رفیع در عرصهٔ طنز و طنازی، با هر دو وجه نظم و نثر پیش رفته و البته در حوزهٔ طنز منثور - آن هم از نوع ژورنالیستی اش - بیشتر قلم زده است. جوهره و رویکرد اصلی و اساسی طنزهای او، سیاسی، ادبی و فرهنگی است. او دبیر و داور چندین جشنواره کشوری بوده است. در سومین جشنواره طنز مکتوب،[۴] داور بخش نثر بود. او از سال ۱۳۸۴ مسئولیت «خانه طنز» باشگاه نویسندگان و هنرمندان، وابسته به سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران را بر عهده داشته و دارد که در حال حاضر به «امور ادبی» معاونت هنری سازمان تغییر نام داده است. همچنین دبیر و مجری محفلی ادبی با عنوان «شب شعر طنز شکرخند» در تهران است که از تیرماه ۸۵ به صورت ماهانه برگزار می‌شود.[۵] حضور او در رادیو و تلویزیون[ویرایش] شنوندگان برنامه «اینجا شب نیست» رادیو جوان آیتم هر هفتهٔ او را که حوالی ساعت ۱ بامداد به صورت زنده پخش می‌شد، به یاد دارند. از سال ۸۹ اجرای برنامه طنز سیاسی و فرهنگی «پاتوکفش اخبار» در برنامهٔ صبحگاهی «سلام تهران» شبکه تهران که تا خرداد ۱۳۹۴ ادامه داشت و اجرای برنامهٔ ادبی «هفته نامه» در روزهای جمعه در شبکه آموزش که با محوریت طنز و لبخند بود، از اولین‌های حضور او در قاب جادویی بود. برنامهٔ قند پهلو ایده‌ای متفاوت بود که به سردبیری و اجرای رضا رفیع، و با حضور ناصر فیض، شهرام شکیبا به عنوان کارشناس داوری در حوزه مسابقه شعر طنز در شبکهٔ آموزش خوش درخشید. پس از پخش سری اول آن در ماه رمضان ۱۳۹۲ و استقبال مردم، سری دوم آن در زمستان همان سال ضبط و پخش شد. در این برنامه برای اولین بار حضور خانم‌های طنزپرداز را در قاب تلویزیون شاهد بودیم. ترکیب چاشنی طنز به همراه ادبیات خاص برنامه و آیتم‌های متفاوت از ویژگی‌های منحصر به فرد این برنامه بود. پس از پخش زندهٔ قندپهلو ویژهٔ سال تحویل، سری سوم قندپهلو نوروز ۹۳ پخش شد. چهارمین دورهٔ آن رمضان ۹۳ و پنجمین دوره اش با حضور طنزپردازانی از ایران، تاجیکستان و افغانستان، نوروز ۹۴ پخش شد. این برنامه بارها از شبکه‌های مختلف سیما بازپخش شد. پس از قندپهلو، رفیع به شهرت و محبوبیت بیش از پیش رسید.[۶] در ماه رمضان ۱۳۹۴ برنامهٔ «بچه محلهٔ امام رضا» به مدت ۳۰ شب با اجرای رضا رفیع روی آنتن شبکه شما رفت.[۷] کتاب‌ها[ویرایش] حرف اضافه | مجموعه نثرهای طنز از سال ۸۱ تا ۸۳ | نشر اطلاعات | چاپ اول ۱۳۸۴، چاپ دوم ۱۳۹۰[۸] بزن در رو | گزیده‌ای از نثرهای طنز چاپ شده در روزنامه جام جم | در دست چاپ طنز و تغزل | مجموعه غزلیات طنزآمیز در نیمه دوم دهه هفتاد | در دست چاپ آب در هاون | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۴ تا ۸۵ | در دست چاپ باد در غربال | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۶ تا ۸۷ | در دست چاپ دایرهٔ بی زنگ | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۸۸ تا ۸۹ | در دست چاپ مشت بر سندان | مجموعه طنزهای منثور ازسال ۹۰ تا ۹۱ | در دست چاپ نمونه‌ای از اشعار[ویرایش] چون دم در رسید، با خود گفت می‌روم تو، هر آنچه بادا باد نوک بینیّ خود گرفت و برفت راست پیش وزیر و صاف اِستاد گفت: «در روز اول خلقت که خدا این جهان نمود آباد، چون به مستضعفین زمین بخشید اسم این جانب از قلم افتاد حال البته با کمی تأخیر من به خدمت رسیده‌ام دلشاد تا مگر قطعه‌ای زمین بخشید بروم منزلی کنم ایجاد» گفت با وی وزیر با لبخند: «بنده از دیدن شمایم شاد چون هنرمند قدر می‌بیند باید الحق به صدر بنشیناد می‌نویسم زمین به اسم الآن می‌دهم خدمت شما استاد» آنگه از قطعه هنرمندان قطعه‌ای هم به شخص ایشان داد سایت خبری تفریحی خرگوش
اشتراک گذاری مطلب
ایمیل شما آشکار نمی شود

نوشتن دیدگاه

تمام حقوق مادی , معنوی , مطالب و طرح قالب برای این سایت محفوظ است 16